دستگیری حمید صفت
in

بی نظیربی نظیر افتضاحافتضاح ضعیفضعیف بامزهبامزه

ماجرای دستگیری حمید صفت به جرم قتل چه بود و به کجا رسید؟

majeraye dastgirie hamid sefat be jorme ghatl che bood va be koja resid

حمید صفت یکی از خواننده های مشهور و پرطرفدار سبک رپ فارسیه که خیلی ها با توجه به سبک صدا و اشعار خوبش بعد از شنیدن اولین آهنگش طرفدار سر سختش شدن. این روزها خبرهایی از ماجرای دستگیری حمید صفت به جرم قتل به گوش میرسه و بسیاری از طرفدارا رو نگران کرده. گفته میشه علت دستگیری حمید صفت به جرم قتل ناپدریش بوده ولی اینکه اصل ماجرا چیه و چطور اتفاق افتاده رو در ادامه خدمتتون عرض میکنم. اینکه حمید صفت چه کسی رو به قتل رسوند و کل ماجرا از چه قرار بوده رو از نت نظر دنبال کن. از همینجا از خوانندگان محترم تقاضا میکنم در خصوص دستگیری حمید صفت اگر اطلاعات دقیق تری داشتن از بخش نظرات در اختیار بنده قرار بدن که این مطلب رو کاملتر کنم.

ماجرای دستگیری حمید صفت به جرم قتل

دستگیری حمید صفت به جرم قتل کی اتفاق افتاد؟

اتهام حمید صفت

خبر شوک آور دستگیری حمید صفت که باعث بهت بسیاری از هنرمندان بخصوص قشر خوانندگان عزیز و طرفدارانشون شد، در تاریخ 96/5/28 صبح روز شنبه در شبکه های مجازی و سایت های خبری منتشر شد. گزارش این درگیری به شعبه 145 ونک تهران ابلاغ شد و خبرنگاران بلافاصله در محل حضور پیدا کردن.

در ادامه ضمن تشکیل پرونده پلیس در محل حادثه حاضر شد. پیرمرد 66 ساله ای که با در حال مرگ بود قبل از فوت به پلیس گفته بود که توسط حمید صفت ، فرزند همسرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته. در پی انتشار این خبر حمیدرضا امیری صفت که همه به اسم حمید صفت میشناسیمش خودش رو به کلانتری 145 معرفی میکنه و پس از انتقال به محل رسیدگی به پرونده در اداره دهم در بازجویی اولیه هرگونه درگیری با مقتول رو مورد انکار قرار داد.

در گزارش قتل اعلام شده بود که این پیرمرد 66 ساله که پدرخوانده حمید صفت بوده با اصابت جسم سختی به ناحیه سر فوت کرده. البته قبل از فوت به بیمارستان هم منتقل شده بود که متأسفانه بعلت خونریزی داخلی دکترها نتونستن به موقع نجاتش بدن.

اعترافات حمیدرضا صفت

حمیدرضا در اعترافاتش ماجرا رو اینگونه تعریف میکنه: آخرین باری که به خونه ناپدریم رفتم هفته قبل سه شنبه بود که متوجه درگیری بین مادر و ناپدریم شدم. بنابراین مادرم رو برداشتم و از اونجا رفتیم. و بعد از اون دیگه اطلاعی ندارم که چه کسی با ناپدریم درگیر شده و اون رو به قتل رسونده.

اما در ادامه تحقیقات پلیسی و جنایی، مشخص شد که حمید صفت در روز حادثه به ناپدریش سر زده. لذا حمید صفت این خواننده معروف رپ در ساعت هشت و پانزده دقیقه همونروز به درگیری اعتراف کرد.

متهم حمید صفت در ادامه گفت، با برادرم در آمریکا تلفنی صحبت میکردم که ایشون گفتن مادر با ناپدریمون مجدد درگیر شده و کتک خورده. من هم وقتی این خبر رو شنیدم نتونستم طاقت بیارم و بلافاصله به منزلش رفتم به ناپدریم اعتراض کردم که در نتیجه این اعتراض و شنیدن توهین های پیاپی از طرف وی باهاش درگیر شدم و اون رو مورد ضرب و شتم قرار دادم.

ماجرای قتل و درگیری ناپدری از زبان حمید صفت

پس از دستگیری حمید صفت و اعترافات اولیه، اون ماجرا رو مفصلا اینجوری تعریف کرد. شب قبل یکی از دوستان مادرم که همسایه شون بود و قصد عزیمت به آلمان داشت برای دورهمی و خداحافظی رفته بود خونه شون. مادرم تماس گرفت و گفت اگه میشه بیا و ایشون رو تا فرودگاه برسون. ولی اون شب ماشین در اختیارم نبود و بنابراین جواب رد دادم. نهایتاً مادرم خودش مجبور شد مهمانش رو به فرودگاه برسونه. ساعت 6 صبح بود که تماس گرفتم از مادرم خبر بگیرم، ولی گفت هنوز نرسیده به خونه، ازش خواستم هروقت رسید به من اطلاع بده که برم و یک سری لوازمی که اونجا توی خونه شون بود رو بردارم.

تا اینکه برادرم صبح شنبه که با من صحبت میکرد گفت مادر با هوشنگ، ناپدری مان درگیر شده و از من خواست به اونجا برم و اونو در جریان امور قرار بدم. من تا ظهر خودم رو به اونجا رسوندم وقتی وارد شدم ناپدریم روی مبل سمت چپ نشسته بود و میزی هم جلوش قرار داشت. من گوشیم رو روی میز گذاشتمو و بهش گفتم مگه نگفته بودم مادرمو اذیت نکن، کتکش نزن،… اون در جواب گفت زدم که زدم، خوب کردم..

من هم برای اینکه کمی بترسونمش و ازش جشم ذهره بگیرم… گلدانی که دم دستم بود برادشتم پرتش کردم به سمتش جوری که بهش نخوره. و میزی هم که جلوش بود رو برگردوندم… اونم خواست به من حمله ور بشه که مادرم وسط ما قرار گرفت. من با دستم صورتش رو هل دادم… و همسایه ها هم که سر و صدای مارو شنیدن اومدن دم درب خونه جمع شدن و منم ولش کردم و به درگیری خاتمه دادم.

ولی هوشنگ به سمت آشپزخونه رفت و چاقو به دست برگشت و به سمت منم هجوم آورد. منم هم به سمتش رفتم رو دستاش رو گرفتم که مانعش بشم. با دست دیگرش لیوان آب رو برادش که اون رو هم از دستش گرفتم و زمین زدم. و نهایتاً همسایه ها وارد شدن و مارو سوا کردن… و من و مادرم از خونه زدیم بیرون.

بازپرس منافی آذر از حمید صفت پرسید ولی مقتول با خوردن یک ضربه به سمت راست سرش که بسیار هم شدید بوده فوت کرده در این مورد چه چیزی داری بگی.

حمید صفت در ادامه گفت: من هرگز و به هیچ وجه قصد کشتن و حتی اسیب زدن به اون رو نداشتم و صرفاً میخواستم بترسونمش و هیچ ضربه ای به سرش نزدم ولی شاید موقع درگیری سرش به جایی برخورد کرده باشه و من متوجه نشدم چون همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.

حمید صفت از زندگی شخصی اش اینطور میگه

وقتی 5 سالم بود پدر و مادرم از هم جدا شدن. در حدود 11 سال پیش مادرم با ناپدری فعلیم هوشنگ ازدواج کرد، هوشنگ آدمی عصبی مزاج بود و خیلی توهین میکرد به خانواده مادرم. و حتی یکبار هم سفر خارج به المان رفته بودن اونجا هم درگیر شدن و کار به چاقو کشی از طرف هوشنگ کشیده شده بود. ولی من هیچوقت به زندگی شخصیشون کاری نداشتم ودخالتی نمیکردم.

حمید صفت درباره ناپدری اش نیز صحبت کرد

هوشنگ در آلمان یک مغازه عتیقه فروشی داشت ولی در ایران کاری نداشت. و بیکار بود. همچنین از زن قبلیش سه بچه داشت که یکیش فوت کرده و دو تای دیگه در فنلاند ساکن هستن. بارها ازش خواسته بودم برای اینکه بیکار نباشه و حوصله ش سر نره در آزانس املاک یا نمایشگاه ماشین دوستام مشغول به کار بشه و تا کمتر درگیری پیش بیاد در منزل. ولی اون معمولا مخالف این قضیه بود.

به شخصه همیشه احترامش رو داشتم چون مثل پدرم بودم و فرقی نداشت. حتی همین دو روز پیش با اینکه پول زیادی نداشتم رفتم براش موبایل خریدم.

آیا حمید صفت پس از دستگیری اتهام قتل را قبول کرد؟

عکس دستگیری حمید صفت

در ادامه بازجویی ها و صحبت ها، بازپرس از حمید پرسید که آیا اتهام قتل رو قبول داره یا نه. حمید در پاسخ گفت که، من هرگز حتی 1 درصد قصد کشتن و آسیب زدن به هوشنگ رو نداشتم. خیلی ها کارهای من رو شنیدن همیشه در مورد بخشش و موارد فرهنگی و مطابق با موازین اخلاقی کشور اهنگ خوندم. هرگز ادم انتقام جویی نبودم و نیستم و اینبار فقط قصد ترسوندش رو داشتم که حساب کار دستش بیاد. اگر حتی ذره ای قصدم اسیب زدن بهش بود گلدان رو به سمت مبل پرت نمیکردم بلکه میزدم تو سرش… حتی هر بار که با مادرم درگیر میشد باز هم با ارامش باهاش حرف میزدم چون اون رو مثل پدرم دوست داشتم.

بروزرسانی خبر در 2/6/96

اعترافات جدید از زبان مادر حمید صفت، همسر مقتول

به دنبال درگیری حمید صفت با ناپدریش و فوت مشکوک هوشنگ، صبح دیروز مادر حمید صفت جزییات تازه‌ای از ماجرای مرگ شوهرش را روایت کرد

پسرم حمید قاتل نیست

مادر حمید ماجرا رو اینطور تعرف کرد که: نزدیک ظهر حدود ساعت 11 بود که حمید اومد. شوهرم روی مبل راحتی نشسته بود. حمید هم رفت و کنارش نشست. به همسرم گفت چرا با مادرم دعوا می‌کنی؟ چرا از کنار هم‌بودن لذت نمی‌برین؟ چندبار همین سوالات را تکرار کرد و در ادامه هم گفت چرا روی مادرم دست بلند کردی که هوشنگ گفت: «خوب کردم زدم بازم می‌زنم.» حمید هم عصبانی شد و برای اینکه بترسونتش میز عسلی جلوی مبل رو برگردوند. و درگیری شروع شد.

من چندبار سر حمید داد زدم که اگه دعوا کنی و خاتمه ندی حلالت نمی‌کنم، در همین حین بود که همسایه‌ها هم اومدن. یکی از اونا به حمید گفت بیا بریم خونه ما تا کمی آروم بشی ، حمید گفت مادرم هم باید بیاد بیرون و بعد هم من لوازمم رو جمع کردم و باهم از خونه رفتیم بیرون.

در بین این درگیری کوتاه من به هیچوجه ندیدم حمید ضربه‌ای به هوشنگ بزنه چون از ابتدای این دعوا حضور داشتم؛ حمید نه چیزی دستش بود و نه دست درازی به شوهرم کرد. پسر من قاتل نیست.

بعد از این‌که ما از اونجا رفتیم، حال همسرم بد شد و همسایه‌ها با اورژانس تماس گرفتن و اونو به بیمارستان رسوندن و من هم وقتی خبردار شدم، بلافاصله به خودم رو به بیمارستان رسوندم. شوهرم سه روز در بیمارستان بستری بود.

در پی دستگیری حمید صفت به اتهام قتل پدرش، مجید امجدی، وکیل مدافع حمید صفت به برخی از جزییات دیگر این پرونده اشاره کرد و گفت: «پزشکی قانونی هنوز علت اصلی مرگ رو اعلام نکرده و مراسم خاکسپاری هم هنوز انجام نشده.
عبدالصمد خرمشاهی، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در خصوص پرونده حساس حمیدرضا امیری صفت، خواننده رپ ایران عنوان کرد: «این حادثه تأسف‌برانگیز احساسات اکثر جامعه را جریحه‌دار کرده. با توجه به این‌ که حمید صفت به خاطر مادرش وارد این پرونده پر سر صدا شده، مورد حمایت گروه‌های زیادی از مردم قرار گرفته. قتل صورت‌ گرفته ماجرای پیچیده‌ایست که باید از همه جوانب و جزییات آن برای صدور اتهام قتل عمد، شبه‌ عمد یا بیگناه‌ بودن متهم مورد بررسی قرار داد.

منبع بخشی از خبر: (خبرگزاری شهروند)

تاریخ محاکمه حمید صفت…

ضمن آرزوی اثبات بیگناهی برای این هنرمند خوبمون، این خبر بزودی بروزرسانی میشه…

نویسنده: بهنام رحیمی نژاد

متولد اسفند هستم و عاشق نجوم و فضا و سازه های باستانی. این علاقه از زمانی شروع شد که وقتی بچه بودم پدرم ماجرای دیدن بشقاب پرنده رو در فاصله چند متریش توی مزرعه برام تعریف کرد! دیگه همیشه سرم به آسمون بود شاید یه بار چیز عجیبی ببینم! یه بار دیدم ولی نفهمیدم چی بود! چیزی به اندازه بشقاب غذا خوری به رنگ ماه و با سرعت دور شد. راستی یه بار هم یه موجود خاکستری دیدم که دراز و لاغر و سایه مانند بود، هنوزم برام سواله که چی بود! دویدم دنبالش ولی گم و گور شد!
حرفه اصلیم مشخص نیست چیه، خیلی کارا انجام میدم و تو بعضی موارد هم تخصص دارم. طراحی وب، وردپرس، سئو، هاستینگ، الکترونیک، کامپیوتر، IT و شبکه...
شعار من: همه چیز در این عالم یک توجیه علمی داره، حتی...
آرزوی من: تا جایی که عمرم قد بده بتونم هرچه بیشتر سر از کار دنیا در بیارم و با چیزای عجیب و غریبی روبرو شم...

1 دیدگاه

نظر بده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خرید بلیط پارک آبی اپارک

همه چیز درباره پارک آبی اپارک

همه چیز درباره زکریای رازی

۱۰ حقیقت جالب درباره زکریای رازی