موج نوی سینمای ایران
in

موج نوی سینمای ایران چیست؟ معرفی بهترین فیلم ها و کارگردانان این دوره

«موج نوی سینما» اصطلاحی است که نخستین بار فرانسوی‌ها، یا بهتر بگوییم منتقدان سینمای فرانسه ابداع کردند و به‌همراه فیلم‌هایشان که برای هم‌عصران و نسل‌های بعد به یادگار گذاشتند، باعث گسترش آن به سایر نقاط دنیا شدند. این اصلاح که بیانگر شیوه‌ای خاص و جنبشی در میان سینماگران است در واقع به خودی خود مانند صنعت سینما به‌وجود نیامد، حرکتی اعتراضی بود به آنچه که سینمای بدنه یا صنعت پول‌ساز سینما نام داشت و دارد.

سینمای بدنه همان دنیای جادویی قهرمان پروری است که ستاره فیلم یک‌تنه مشکلات پیش رو را برمی‌دارد و با بی‌عدالتی ‌ها می‌جنگید، همان خیری که همیشه شر را نابود می‌کند و با دختر شاه پریان ازدواج می‌کند. آنچه در این سینما شاهد آن هستیم تصاویر کلیشه‌ای با پایان خوش است که بیننده همواره به دیدنش عادت داشته و دوربینی که به دنبال شخصیت‌ها حرکت می‌کند و تا نشان دادن لبخند رضایت قهرمان داستان حرکتش را ادامه می‌دهد، تماشاچی این سینما نیز با لبخند همیشگی سینما را ترک می‌کند و خرسند از دیدن دنیایی، هرچند تکراری، اما فانتزی به زندگی عادی برمی‌گردد.

فیلم گاو مهرجویی

دغدغه سینماگر اما همان گوهری است که در سینمای بدنه وجود ندارد و سینماگران «موج نو» ادعای اضافه کردن آن به دنیای سینما را داشتند دارند، دغدغه‌هایی از جنس مردم عادی و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، با همه فرازو نشیب‌ها، بدی‌ها و شرهایی که گاهی موفق به شکست قهرمان داستان می‌شوند. دنیای سینمای موج نو شاید «داستانی» باشد، اما همیشه رویایی نیست گاهی تلخ و ناامیدکننده است و گاهی با قهرمان‌هایش سرناسازگاری دارد. این دغدغه‌ها گاهی شخصی، گاهی شک کردن به فلسفه زندگی و شاید سیاسی و اجتماعی باشند یا حتی شکستی عشقی که تجربه شخصی فیلم‌نامه نویس است، اما بیننده را تا ساعت‌ها یا روزها بعد از دیدن فیلم رها نمی‌کند و گاهی با او تا لایه‌های زندگی شخصی‌اش همراه است.

سینمای ایران یا بهتر بگوییم سینماگران ایرانی نیز از این موهبت بی‌نصیب نماندند و در دهه چهل بود که دریچه دوربینشان را به روی افکار، فلسفه‌ها، دغدغه‌های سیاسی و مشکلات اجتماع گشودند. اتفاقی که به گفته منتقدان، سینمای ایران را از سلطه سینمای هند بیرون آورد و حرفی تازه‌تر برای گفتن داشت. در موج نوی سینمای ایران دیگر خبری از پیروزی قهرمان بزن بهادر داستان نبود و عاقبت عشاق فیلم ختم به خیر نمی‌شد، آنچه بیننده را در این نوع سینما شوکه کرد بیشتر دیدن دغدغه‌هایی از جنس خودشان بود، فقر، بی‌پولی، بیماری، زوجی که در حسرت فرزند بودند یا طبیعتی که این‌بار ریزبینانه‌تر به آن پرداخته شده‌بود. در ادامه نگاهی می‌اندازیم به تعدادی از فیلم‌های موج نوی سینمای ایران و سازندگان آنها:

موج نوی سینمای ایران و کارگردان‌های این موج

۱- فرخ غفاری، بنیانگذار موج نوی سینمای ایران

محمد ابراهیم فرخ غفاری متولد ۱۳۰۰ تهران بود، تحصیلات آکادمیک، تجربه تهیه آرشیو فیلم و نوشتن نقد سینمایی را در فرانسه آموخت و با کوله باری از تجربه به ایران بدون علم سینما بازگشت. او اولین شخصی بود که به‌صورت حرفه‌ای فیلم‌های ساخته شده تا آن زمان را آرشیو کرد و بعد از آن کانون ملی فیلم ایران را تاسیس کرد، همچنین نخستین کسی بود که نوشتن نقد فیلم را در مجله‌ها آغاز کرد و به انتقاد از سطحی بودن فیلم‌های عصر خودش پرداخت وحاصل تلاشش ارتقاء سطح دانش سینماگران و سینما دوستان هم‌عصرش بود. در فیلم‌سازی کارنامه کوتاه اما پررنگی دارد، در واقع غفاری نخستین سنگ «موج نوی سینمای ایران» را بنا نهاد و دریچه‌ای تازه به دنیای سینما باز کرد. فیلم‌های «جنوب شهر»، «شب قوزی» و «زنبورک» مهمترین آثار این سینماگر اندیشمند محسوب می‌شوند.

فرخ غفاری کارگردان موج نوی سینمای ایران
فرخ غفاری

فیلم جنوب شهر

فیلم «جنوب شهر» در سال ۱۳۳۷ و بر اساس فیلم‌نامه‌ای از جلال مقدم جلوی دوربین رفت. داستان شهری که به سمت مدرنیه می‌رود و بزرگ می‌شود و قشر کم‌درآمد ناگزیر به عقب و حاشیه‌ شهر رانده می‌شوند. فیلم داستان زنی است که برای امرار معاش گارسون کافه‌ای در جنوب شهر می‌شود، جایی که دو نفر از مشتریان دلباخته او می‌شوند و مصائب بعدی زندگی او پیش می‌آید. لحن انتقادی و صراحت بیان فیلم باعث توقیف آن در سومین روز اکران شد. البته این فیلم چهار سال بعد بدون ذکر نام کارگردانش دوباره اکران شد درحالیکه از تیغ سانسور در امان نمانده بود.

شب قوزی از اصیل‌ترین فیلم‌های موج نوی سینمای ایران

فیلم دیگری است که فرخ غفاری در سال ۱۳۴۳ و براساس داستانی از «هزار و یک شب» جلوی دوربین برد و فیلم‌نامه باز هم به قلم جلال مقدم است. داستان فیلم کمی پلیسی و کمی کمدی است، اما نحوه اضافه شدن شخصیت‌ها به داستان، روند شکل‌گیری اتفاق‌ها که هر لحظه در حال افزایشند و شکاف قصه را زیادتر می‌کنند، دیالوگ‌های کوتاه اما مفید به جای نصیحت‌های کلیشه‌ای فیلم فارسی، همه حکایت از ساخت فیلمی ورای زمان خود دارند. غفاری در این اثر ‌بی‌نظیرش به جای الهام از ساز و آوازهای هندی یا زد و خوردهای هالیوودی، یک نمایشنامه تمام عیار فارسی را جلوی دوربین برده و داستانی کاملا شرقی را دستمایه کار قرار داده است. با وجود اینکه شخصیت اصلی این داستان جنازه است، هنر این کارگردان بیینده را تا انتهای فیلم منتظر و مترصد پایان می‌‌گذارد.

موج نوی سینمای ایران
موج نوی سینمای ایران

۲- سهراب شهید ثالث، بهترین کارگردان موج نوی سینمای ایران

سهراب شهید ثالث متولد ۱۳۲۲ تهران است. تحصیلات آکادمیک را در مدرسه سینمایی اتریش گذراند و دوباره به ایران بازگشت. فیلم‌ساز نابغه‌ای که در مدت کوتاه اقامتش در ایران (۱۳۵۳-۱۳۴۷) ۲۲ مستند کوتاه در کانون پرورش فکریو دو فیلم بلند ساخت و نامش را به عنوان یکی از بنیانگذاران سینمای موج نو در دهه پنجاه شمسی در ایران ثبت کرد. بعد از این دوره و به قولی دیدن سختی‌های فیلم‌سازی در ایران به آلمان غربی رفت و چند شاهکار دیگر به سینمای ایران و جهان هدیه کرد. شهید ثالث در سن ۵۵ سالگی در آمریکا بر اثر سرطان کبد چشم از جهان فروبست.

در لیست فیلم‌های بلند، کوتاه و مستند اینکارگردان و نویسنده فیلم‌های«سیاه و سفید»، «یک اتفاق ساده»، «طبیعت بی جان»، «خاطرات یک عاشق»، «اوتوپیا»، «گیرنده ناشناس» وچند عنوان دیگر به چشم می‌خورد که از میان آنها به معرفی دو فیلم بلندی که در ایران ساخته، اکتفا می‌کنیم:

سهراب شهید ثالث
سهراب شهید ثالث

یک اتفاق ساده

فیلم «یک اتفاق ساده» نخستین و شاید تاثیرگذارترین اثر شهید ثالث است. فیلمی مینیمال با چند شخصیت و چند لوکیشن محدود که در بندری در شمال ایران ساخته شده است. قهرمان داستان محمد است، پسربچه‌ای عادی که مانند همسلانش باید بازی کند، مدرسه برود و درس بخواند اما در خانه‌ای محقر با پدر و مادرش زندگی‌ای فقیرانه دارد، همراه پدرش ماهیگیری می‌کند اما غیر قانونی و برای امرار معاش، مادرش بیمار است، دوستان خوب و زمانی برای درس و مدرسه ندارد و در کودکی کار می‌کند. شهید ثالث همه این تصاویر را، که گویی زبان فیلم است، با لالایی مادری ترکمن و صدای قطاری تکرار شونده آمیخته است تا چرخه باطل زندگی یک کودک را نشان دهد و آینده‌ای که تصورکردنش چندان هم دشوار نیست.

فیلم یک اتفاق ساده سهراب شهید ثالث
یک اتفاق ساده

طبیعت بی جان

شهید ثالث فیلم «طبیعت بی جان» را در سال ۱۳۵۴ جلوی دوربین برد، در فیلم خبری از هنرپیشه گیشه و ساز و آواز نیست، داستان قهرمان خاصی ندارد و شخصیت‌ها اتفاق خاصی را رقم نمی‌زند، داستان فیلم مملو از روزمرگی است از سکون و عادت، در قالب زوجی سالخورده که جز تکرار همان عادات همیشگی نوع دیگری از زندگی را بلد نیستند، به تصویر کشیده شده، شخصیت‌های فیلم دیالوگ چندانی ندارند و نمی‌دانند با تغییر ناگهانی چه کنند، اما رنج آنهاست که بیننده دغدغه‌مند را تا پایان فیلم نگه می‌دارد و حتی بعد از آن هم رهایش نمی‌کنند.

فیلم طبیعت بی جان سهراب شهید ثالث
سهراب شهید ثالث

۳- فریدون رهنما

رهنما متولد ۱۳۰۹ تهران است اما در لبنان و فرانسه بزرگ شد و تحصیل کرد. فریدون جوان در پاریس دو مجموعه شعر نوشت و آنها را با نام مستعار منتشر کرد. علاوه بر این رهنما قلم روانی در ترجمه داشت و در دانشگاه سوربون فیلمولوژی خواند. بعد از بازگشت به ایران مدیر مجله‌ای سینمایی می‌شود و چند مستند کوتاه را جلوی دوربین می‌برد. رهنما نخستین فیلم بلندش، «سیاوش در تخت جمشید» را در سال ۱۳۴۴ جلوی دوربین برد، فیلمی که یک سال بعد جایزه فستیوال لوکارنو را برایش به همراه داشت. تعداد فیلم‌های رهنما زیاد نیست اما هموار شدن راه مستند سازی، جریان آزاد سینما و شعر آوانگارد در ایران بی‌شک بی‌حضور او ممکن نبود و تاثیری که او در عمر کوتاه چهل و پنج ساله‌اش بر سینما و ادبیات ایران گذاشت، غیر قابل انکار است. در ادامه مختصری درباره فیلم «پسر ایران از مادرش بی اطلاع است» توضیح خواهیم داد:

فریدون رهنما کارگردان
فریدون رهنما

پسر ایران از مادرش بی اطلاع است

فریدون رهنما این فیلم را در سال ۱۳۵۱ ساخت، فیلمی عجیب که قهرمان داستانش کشور ایران است. رهنما همه فیلم سوال می‌پرسد اما به دنبال جواب نیست، سوال می‌پرسد برای تاکید بر آنچه که می‌دانیم و پشت گوش انداخته‌ایم. داستانی که او می‌گوید یادآوری است برای هشیارتر شدن هم‌وطنانش که تاریخ قرار است تکرار ‌شود. آنچه در این فیلم در قالب تصاویر شاهد آن هستیم دغدغه‌هایی است که این ادیب روشنفکر برای وطنش داشت.

۴- ابراهیم گلستان، مهر تایید موج نوی سینمای ایران

ابراهیم گلستان کارگردان، فیلم‌نامه نویس، مستند ساز، مترجم و عکاس است، زاده سال ۱۳۰۱ شیراز. زندگی حرفه‌ای را با عکس خبری آغاز کرد و بعد از آن ساخت مستندهای سفارشی، که موفقیت یکی از همین مستندها به نام «یک آتش» در سال ۱۳۴۰ مدال برنز جشنواره فیلم کوتاه ونیز را برایش به دنبال داشت. گلستان این روزها نود و ششمین سال زندگی‌اش را می‌گذراند در ساسکس انگلستان، وطن دومش که بعد از مرگ فروغ فرخزاد، ایران را برای همیشه به مقصد آنجا ترک کرد. این کارگردان کاربلد و منتقد سینما و ادبیات، دو فیلم تاثیرگذار «خشت و آینه» و «اسرار گنج دره جنی» را در جنبش موج نوی سینمای ایران از خود به یادگار گذاشته است، علاوه بر آثار سینمایی، کتاب‌ها و ترجمه‌هایش، دوستاران سینما او را با صراحت لهجه و لحن تند کلام می‌شناسند که درباره کارگردان‌ها، شاعران و نویسنده‌های معاصر نقدهایی تند اما سازنده دارد.

ابراهیم گلستان
ابراهیم گلستان

خشت و آینه

فیلم «خشت و آیینه» داستانی اجتماعی است، برآمده از زندگی مردم کوچه و بازار، داستان زنی که آرزو دارد بچه دار شود و بچه‌هایی که بی‌سرپرست در پروشگاه بزرگ می‌شوند. قهرمان داستان راننده تاکسی است و در عین سادگی زندگی‌اش منطق را بر خرافات ترجیح می‌دهد و در عین حال جامعه‌ای که او در آن زندگی می‌کند پر است از پستی و گناه و جرم در کنار پلیسی که کاری نمی‌کند و افراد به‌ظاهر روشنفکری که فقط در کافه‌ها نشسته‌اند و حرف می‌زنند.

این فیلم نخستین فیلم بلند گلستان است که در سال ۱۳۴۳ به نویسندگی و کارگردانی او جلوی دوربین رفت. مجلات سینمایی آن دوره نقدهای تند و انتقادی در تقبح آن نوشتند و در گیشه نیز دستاورد خوبی نداشت، اما مانند سایر شاهکارهای دنیای هنر، نسل بعد پی به ارزش این گنج در سینمای ایران برد.

فیلم خشت و آیینه
فیلم خشت و آیینه

اسرار گنج دره جنی

ابراهیم گلستان فیلم «اسرار دره جنی» را در سال ۱۳۵۳ براساس رمانی ساخت که خودش پیش‌تر نوشته بود، داستانی پر از نماد و تمثیل برای افرادی که به ثروت باد آورده رسیده‌اند و البته پیش‌گویی‌هایی برای آینده این افراد. فیلم درامی سیاسی و اجتماعی است و به عقیده گلستان، جایی به نام دره جنی همان کشوری است که ثروتی مانند نفت دارد. با وجود طعنه و کنایه‌های زیاد، این فیلم با زیرکی سازنده‌اش در استفاده از گفتار، از تیغ سانسور در امان ماند اما چند روز بعد اکران توقیف شد.

گلستان در مصاحبه‌ای گفته‌بود که ساخت این فیلم را به مردم ایران بدهکار است و برای ساخت این فیلم بود که مدتی کوتاه به ایران بازگشت و دوباره ترک وطن کرد. پرویز صیاد که او را با نام مستعار «صمد آقا» می‌شناسیم علاوه بر نقش اول این فیلم، تهیه کنندگی آن را نیز برعهده داشت.

فیلم اسرار گنج دره جنی
فیلم اسرار گنج دره جنی

۵- داریوش مهرجویی

مهرجویی زاده ۱۳۱۸ تهران است، در نوجوانی به‌خاطر علاقه‌اش به سینما زبان انگلیسی آموخت تا اطلاعاتش را در این زمینه زیاد کند و بعد از آن هم برای تحصیل در رشته سینما به آمریکا رفت، اما فلسفه خواند و از سینما نیز غافل نشد. اولین فیلمش پرهزینه و بدون سود بود اما تجربه‌های بعدی موفقیت‌های پی در پی برایش به همراه داشت. قبل و بعد از انقلاب سینمای مهرجویی همواره منتقدان زیادی داشت و در هر دو دوره با توقیف رو‌به‌رو شد. او تا به امروز حدود ۳۰ فیلم سینمایی بلند و مستند نوشته و ساخته است و همچنان محبوبیتش را بین طرفداران سینمای موج نو حفظ کرده است.

داریوش مهرجویی
داریوش مهرجویی

گاو

مهرجویی فیلم «گاو» را در سال ۱۳۴۸جلوی دوربین برد، براساس شاهکاری به نام «عزاداران بیل» به قلم غلامحسین ساعدی. فیلم را در روستایی در قزوین فیلم‌برداری کرد و بازیگران تئاتر، عزت ا… انتظامی، جمشید مشایخی، پرویز فنی‌زاده و علی نصیریان، برایش بازی کردند.

فیلم داستانی تلخ و اجتماعی دارد، داستان مردی که بعد از مرگ گاوش یا در واقع همه دارایی‌اش فکر می‌کند که تبدیل به گاو شده است، از هر زاویه‌ای که به آین فیلم بنگرید نوعی بدعت گذاری در سینمای آن روزها بود و فیلمی تاثیرگذار برای وارثان موج نوی سینمای ایران.

مهرجویی جوان که تازه از آمریکا به ایران بازگشته بود، تحت تاثیر سلاطین موج نوی سینمای اروپا تصمیم به ساخت این فیلم گرفت، اما کاملا بومی و با عناصر و المان‌های فارسی، او حتی از روستاییان نابازیگر در فیلمش استفاده کرد، روستاییانی که در نقش خودشان، ساکنان روستا در فیلم بازی کردند.

فیلم سورئال مهرجویی در ابتدا اجازه اکران نگرفت و بعد از نامه‌نگاری‌های مختلف و برچسب قدیمی بودن اتفاقها توانست روی پرده نقره‌ای اکران شود.

فیلم «گاو» نخستین فیلم ایرانی بود که در جشنواره‌ ونیز اکران شد و بعد از آن راهش به سایر فستیوال‌ها نیز باز شد و جوایز ارزنده‌ای دریافت کرد، یکی از آنها جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای عزت ا… انتظامی بود که نخستین فیلم سینمایی‌اش را بازی کرده بود.

فیلم گاو مهرجویی
فیلم گاو

دایره مینا

فیلم «دایره مینا» حکایت‌های زیادی برای گفتن دارد، هم جلوی دوربین هم پشت آن، هم قبل از اکران و هم بعد از آن. فیلم دایره مینا را مهرجویی در سال ۱۳۷۳ جلوی دوربین برد آن هم براساس دغدغه یک پزشک که از دوستانش بود و درباره مافیای انتقال خون در ایران آن دوران دل پر دردی داشت. مهرجویی تصمیم به ساخت مستند می‌گیرد اما داستان تلخ‌تر و وسواس‌های سیاسی بیش‌تر از آن بود که بشود این موضوع را در قالب مستند ساخت، تصمیم می‌گیرد تا این ماجرا را دراماتیزه کند و البته مانند فیلم موفق قبلی، گاو، باز هم قلم توانای ساعدی به کمکش می‌آید و فیلم‌نامه‌ای نوشته می‌شود به نام «دایره مینا». مهرجویی در این فیلم مشکلات عدم وجود خون سالم در بیمارستان‌ها را نشان می‌دهد و از مافیایی حرف می‌زند که به ازای پرداخت مبلغی از معتادان خیابانی خون می‌خرد.

به فیلم مجوز ساخت ندادند و کار به رئیس نظام پزشکی وقت و وزارت فرهنگ و هنر کشید، بعد از ساخت تا سه سال مجوز اکران نگرفت و بعد از پخش فروش بالایی در گیشه داشت. همه این جار و جنجال‌ها و اطلاع رسانی درباره بحران خون در بیمارستان‌ها، منجر به ایده اولیه تاسیس سازمان انتقال خون در ایران شد.

فیلم دایره مینا
فیلم دایره مینا

۶- بهرام بیضایی

بیضایی متولد ۱۳۱۷ تهران است. با وجود اینکه شاگرد زرنگی نبود اما از همان نوجوانی دست به قلم بود و نمایشنامه می‌نوشت. دانشگاه را در رشته ادبیات فارسی نیمه‌کاره رها کرد و بعد از مدتی کارمندی، به‌صورت جدی شروع به نوشتن مقاله و نمایشنامه کرد و به‌طور موازی مطالعه و پژوهش درباره زبان فارسی را ادامه داد و در حال حاضر سینما دوستان و طرفدارانش او را بیشتر با نمایشنامه‌های فاخرش که از کهن الگوهای ادبیات فارسی الهام گرفته‌اند، می‌شناسند. بیضایی که این روزها هشتادمین سال زندگی‌اش را می‌گذراند بیش از ده فیلم کوتاه و بلند، پنجاه و شش فیلم‌نامه و نمایشنامه و سی‌وپنج کتاب برای هم‌نسلان و نسل بعد به یادگار گذاشته‌است.

بهرام بیضایی کارگردان موج نو سینمای ایران
بهرام بیضایی

غریبه و مه

فیلم «غریبه ومه» را بیضایی در سال ۱۳۵۲ ساخت. فیلم‌نامه این فیلم را نیز مانند بیشتر آثارش خودش نوشت و سرشار است از اسطوره‌های فارسی که مشخصه سبک نوشتاری و فیلم‌سازی بیضایی است. در این اثر به ظاهر معمایی و پر از تعلیق، ماجرای شخصیت اصلی فیلم، آیت، را دنبال می‌کنیم تا بدانیم چه بر سرش آمده و آیا دچار توهم شده است یا با واقعیتی هولناک روبه‌رو شده، اما آنچه در نهایت این کارگردان تلاش می‌کند به مخاطب بگوید فلسفه‌ای شاعرانه از زندگی است در قالب نمادها و سمبل‌هایی که گویی از آداب و سنن کهن ایرانی و تعزیه گرفته‌شده‌اند.

فیلم غریبه و مه بهرام بیضایی
فیلم غریبه و مه

۷- پرویز کیمیاوی

کیمیاوی در سال ۱۳۱۸ در تهران متولد شد، از مهره‌های اصلی سینمای موج نو در ایران است. تحصیلات آکادمیک را در پاریس گذارند، جایی که برای نخستین بار مستند سازی را تجربه کرد. در فیلم‌های سینمای‌اش نوعی از واقع‌گرایی و مستند به چشم می‌خورد و در مستندهایش گویی میزان سن از پیش تعیین شده وجود دارد که به آنها فضای سورئال می‌دهد. این نویسنده، کارگردان و تدوین گر کاربلد، برای مقوله مونتاژ و تدوین فیلم اهمیت زیادی قائل است و بر این عقیده است که واقعیت را باید به گونه‌ای خلاق به بیننده نشان داد، تفکری که خودش به خوبی از پس آن برآمده است.

پرویز کیمیاوی از کارگردان موج نوی سینمای ایران
پرویز کیمیاوی

مغول ها

کیمیاوی اولین فیلم بلند سینمای‌اش، «مغول ها»، را در سال ۱۳۵۲ جلوی دوربین برد، جایی حوالی شهر طبس. دغدغه‌اش باز هم در این فیلم کشور و مردمش است. آنچه کیمیاوی در این فیلم قصد دارد به بیننده بگوید تهاجم فرهنگی است آن هم از طریق تلویزیون، رسانه‌ای که سعی در نابود کردن هویت دارد. او این پیام را در قالب دو شخصیت، یک زن و شوهر، بیان می‌کند، مرد که فیلم‌ساز است و می‌خواهد به هنر هفتم خدمت کند و زن که روی پایان‌نامه دکتری درباره حمله مغول‌ها به ایران تحقیق می‌کند. اما این دو شخصیت تحصیل کرده مدت‌هاست که از نظر عاطفی طلاق گرفته‌اند. برعکس روشنفکران رادیکال، کیمیاوی در آثارش کاری به دولت وقت ندارد و انگشت اتهامش رو به همه اقشار جامعه است، مردم عادی، روشنفکر، کارگر و … .

فیلم مغول ها پرویز کیمیاوی - موج نوی سینمای ایران
فیلم مغول ها پرویز کیمیاوی

۸- عباس کیارستمی

کمتر کسی است که به سینمای ایران علاقمند باشد و نام شاعر سینمای ایران، عباس کیارستمی را نشنیده باشد. نویسنده، کارگردان، مستندساز، عکاس، گرافیست و شاعری که در سال ۱۳۱۹ در تهران متولد شد و در تیرماه ۱۳۹۵ در سن ۷۶ سالگی بر اثر خطای پزشکی در پاریس درگذشت.

سینما را از سال ۱۳۴۹ و با ساخت فیلم کوتاه در کانون پرورش فکری آغاز کرد. او درکارنامه پربارش بیش از چهل فیلم کوتاه و بلند دارد و جوایزی از جمله مهمترین جایزه سینمایی دنیا، نخل طلای جشنواره کن، که در سال ۱۳۷۶ به فیلم «طعم گیلاس» تعلق گرفت.

کیارستمی فیلم‌هایش را در مرز بین داستان و مستند می‌ساخت و به قول خودش: «همیشه تلاشم این بوده که چگونه می‌توان سینمای مستند و داستانی را کاملا با هم ترکیب کرد و چگونه می‌توان یک تعریف واحد از سینمای مستند و داستانی ارائه داد». کیارستمی شاید بیش‌تر از ایران در بین سینماگران جهان شناخته شده بود و فیلم‌هایی نیز به زبان‌های دیگر و درکشورهای ایتالیا و ژاپن ساخت، «کپی برابر اصل» به زبان فرانسوی، ایتالیایی و انگلیسی و «مثل یک عاشق» به زبان ژاپنی و فرانسوی. روزنامه گاردین نیز در سال ۲۰۱۱ نام او را در لیست چهل کارگردان برجسته جهان قرار داد.

عباس کیارستمی - کارگردان های موج نوی سینمای ایران
عباس کیارستمی

مسافر

عباس کیارستمی مسافر را در سال ۱۳۵۳جلوی دوربین برد. داستان پسری ۱۰ ساله به نام قاسم که عاشق فوتبال است، او اهل ملایر است و شیفتگی‌اش به فوتبال او را به فکر فرار می‌اندازد تا بتواند به تهران برود و بازی فوتبال پرسپولیس را از نزدیک ببیند. با وجود گذشت بیش از چهل دهه از ساخت مسافر، ریتم فیلم هنوز بیننده را تا انتها و دیدن نتیجه نگه‌می‌دارد. پرداخت شخصیت‌ها واقعی و باورپذیر است، به‌گونه‌ای که شاید بیشتر از انتهای داستان هم‌ذات پنداری باعث نگه داشتن مخاطب تا انتهای فیلم می‌شود.

فیلم مسافر کیارستمی - موج نوی سینمای ایران
فیلم مسافر کیارستمی

موج نوی سینمای ایران، علاوه بر کارگردان‌های گفته شده در بالا مهره‌های دیگری نیز دارد که هر کدام با اثری ماندگار و منحصر به فرد، این گنجینه را پر بارتر کردند، علی حاتمی با «حسن کچل»، جلال مقدم با «پنجره»، خسرو هریتاش با «آدمک»، نصرت کریمی با «درشکه چی»، امیر نادری با «خداحافظ رفیق»، ناصر تقوایی با «آرامش در حضور دیگران»، آربی آوانسیان با «چشمه»، بهمن فرمان آرا با «شازده احتجاب» و… که همه سهم به‌سزایی در راه افتادن و به ثمر نشستن این موج در سینمای ایران داشتند.

مطالب مرتبط: بهترین کارگردان های سینمای ایران

نویسنده: پریسا ایرانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فعال سازی گوشی در سامانه همتا

فعال سازی گوشی در سامانه همتا – آموزش تصویری

تاریخچه باشگاه استقلال