in

افسردگی روز تولد چیست؟ از علت تا راه خلاصی از آن

چرا بعضی از ما روز تولدمان حسی مشابه مراسم ختم‌مان را داریم؟

آه از روز تولد! از دندانپزشک گرفته تا رئیس و دوستان مجازی همه برای شما آرزوی خوشبختی می کنند. بسیاری از مردم حتی در بزرگسالی برای خود مهمانی های کوچک و بزرگی ترتیب می دهند و از روزها قبل برنامه ریزی می کنند. اما برای برخی دیگر اینطور نیست. و آنجاست که سر و کله افسردگی روز تولد پیدا می شود. روز تولد برای گروهی از مردم منبع و دلیلی برای اضطراب، افسردگی و دوسوگرایی است. در واقع غمگینی روز تولد یا Birthday Blues، به احساس غمگینی، بی حوصلگی یا بی علاقگی به جشن گرفتن یا فکر کردن به تولدتان اشاره دارد.

افسردگی روز تولد چیست؟

علاوه بر تجربه غم و اندوه، غمگینی روز تولد همچنین می تواند شامل احساس کم انرژی بودن یا تمرکز بر گذشته باشد. از جمله همه کارهایی که تا به حال انجام داده‌اید یا انجام نداده‌اید. این احساسات ممکن است در روزهای نزدیک به تولد فرد، در روز واقعی و مدتی پس از آن نیز بروز کنند.

غمگینی تولد یک اختلال در سلامت روان محسوب می شود یا موقعیتی است؟ “ارنستو دلاروزا”، دکتر روانشناس بالینی می گوید: «ما غمگینی تولد را به عنوان یک اختلال سلامت روان نمی شناسیم.» با این حال، او خاطر نشان می کند که این بدان معنا نیست که افراد در طول روز تولد، افسردگی یا غمگینی را تجربه نمی کنند.

غمگینی روز تولد می‌تواند با سایر اختلالات سلامت روان، مانند افسردگی یا اضطراب مرتبط باشد. برای افرادی که سابقه افسردگی دارند، غیرمعمول نیست که در طول روز تولد خود نیز غمگینی را تجربه کنند.»

سرچشمه غمگینی روز تولد کجاست؟

خب نمی توانیم دلیل واحدی را برای این حس ناخوشایند بیان کنیم و به همه افراد تعمیم دهیم. برای برخی ممکن است که تولد، یادآور اتفاقات ناگوار گذشته باشد.

برخی دیگر ممکن است فکر کنند که: “امروز من n ساله شدم اما زندگی ام به لعنت خدا نمی ارزد و به هیچ یک از اهداف و آرزوهایم نرسیده ام.” و گروهی دیگر ممکن است روز تولدشان با سخت‌ترین روزهای زندگی‌شان مصادف شود.

ارنستو دلاروزا: اگر شخصی در زندگی ضربه روحی سختی را تجربه کرده باشد، وابسته به موقعیت و مدت زمانی که در آن شرایط بوده، ممکن است تولدش به عنوان یک محرک برای او عمل کند.

دلایل دیگری که می تواند علت غمگینی روز تولد باشد شامل موارد زیر است:

  • افسردگی
  • اضطراب اجتماعی
  • اختلافات خانوادگی
  • ترس از پیر شدن
  • سابقه تجربیات ناخوشایند در روز تولد

دقت داشته باشید ضرب المثل هایی مثل “سن فقط یک عدد است.” علاوه بر اینکه هیچ کمکی به افراد نمی کنند، باعث می شوند احساس کنند توسط شما درک نمی شوند. بنابراین از بازگو کردن جملاتی از این قبیل خودداری کنید. بله درست است.

سن ممکن است تنها یک عدد باشد اما نمی توان تغییرات فیزیکی ناشی از افزایش سن را انکار کرد. ترس از پیری چیزی نیست که ما با آن زاده شده باشیم. ما برای انگیزه دادن به جوانان اغلب مصداقی از افراد مسن می آوریم.

بدون اینکه دقت داشته باشیم این انگیزه های کاذب چه عوارضی می توانند داشته باشند. شعله ترس از پیری را جوامع در انسان ها روشن می کنند.

سندروم روز تولد

افسردگی روز تولد بیشتر در چه کسانی دیده می شود؟

خب باید بگویم که این مسئله مختص به گروه خاصی از مردم نیست و ممکن است همه افراد آن را تجربه کنند. با این حال غمگینی روز تولد در افرادی که افسردگی دارند و یا با اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند بیشتر اتفاق می افتد. علائمی که نشان می دهد شما درگیر غمگینی تولد شده اید عبارتند از:

  • تغییر خلق و خو چند روز پیش از تولد و چند روز پس از آن
  • احساس سرخوردگی، بی کفایتی و غمگینی بیش از حد معمول
  • گریه کردن
  • نشخوار فکری در مورد گذشته و اهداف محقق نشده
  • نداشتن انرژی و انگیزه برای انجام کارهای روزمره
  • تغییر در عادت خواب
  • تغییر در اشتها
  • مشکل در تمرکز
  • احساس کوفتگی و گرفتگی عضلات
  • بی علاقگی به جشن تولد
  • تمایل به تنها بودن

چرا روز تولدم خوشحال نیستم؟

با سندرم روز تولد چه کنیم؟

راه ها و مکانیسم های مقابله ای متفاوتی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند تا حس ناخوشایند خود را در روز تولد خود کاهش دهید.

برای کاهش هیجانات منفی تولد، درک و شناسایی آن ها و دانستن اینکه اصلا از کجا می آیند، می تواند بسیار موثر و کمک کننده باشد. “خب حالا می‌گویی چه کاری انجام دهیم؟”

۱- احساسات را سرکوب نکنید

ما تمایل داریم تا تولد را با احساسات و هیجانات مثبت ترکیب کنیم. اما ممکن است این مسئله برای همه صادق نباشد. دقت داشته باشید که این یک قاعده نیست که تولد باید روز خوب و خوشحال‌کننده ای باشد.

اگر احساس خوبی ندارید، ایرادی ندارد. مقاومت نکنید و اجازه دهید غم و اندوه در کنار شما بنشینند. احساسات تان را قضاوت نکنید. این کار می تواند به شما کمک کند تا معنای عمیق تر پشت آن حس را بتوانید پردازش کنید. و شاید انجام این کار کمی اندوه تان را تسکین دهد.

افسردگی روز تولد

۲- آگاهی و شفقت به خود را تمرین کنید

آگاه بودن از تجربیات و مهربانی با خود در طول این فرآیند، بسیار مهم است. لطفا درون خودتان بچرخید و لیستی از احساسات، افکار و حتی قسمت هایی از بدن‌تان که فکر می کنید بر اثر این تجربه درگیر شده اند را تهیه کنید.

اگر آگاهی را در مورد احساسات خود افزایش دهیم، می توانیم با شفقت به این احساسات نزدیک شویم. با این روش ما می توانیم خود را آرام کنیم و همچنین به خودمان یادآوری کنیم که انسان هستیم. بنابراین طبیعی است و مشکلی نیست که طیفی از احساسات را تجربه کنیم.

ممکن است زمانی که سعی می کنیم از احساسات اجتناب کنیم، شدت آن هیجان را افزایش دهیم. تا زمانی که هیجان را پردازش نکنیم، آن را با خود حمل و احساس خواهیم کرد.

سندروم روز تولد

۳- درباره تجربه تان با یک فرد مورد اطمینان صحبت کنید

هیچ وقت قدرت برون ریزی احساسات با کلمات را دست کم نگیرید. در مورد موقعیتی که در آن قرار گرفته اید، حسی که دارید، دلایلی که فکر می کنید باعث ایجاد این شرایط شده اند را با فردی امین در میان بگذارید.

اگر بتوانید با شخصی که در زمینه روانشناسی تخصص دارد صحبت داشته باشید عالی است. اما در غیر این صورت صحبت با یک دوست هم می تواند مفید باشد.

چرا روز تولدم خوشحال نیستم؟

۴- هرطور که راحتید جشن بگیرید

گاهی ما نمی خواهیم تولدمان را با دیگران جشن بگیریم. و این اجتناب می تواند باعث ایجاد احساس گناه در ما شود. اما بیایید طور دیگری به داستان نگاه کنیم. روز تولد، روز شماست. شما می توانید هرطور که دوست دارید آن را جشن بگیرید؛ یا جشن نگیرید.

من ترجیح می دهم دست خودم را بگیرم و یک هات چاکلت مهمان خودم شوم و قال قضیه را بکنم. لطفا خواسته تان را بدون رودربایستی با خانواده و دوستان تان مطرح کنید و فراموش نکنید که شما از طرف خودتان و اطرافیان تان می بایست مورد احترام قرار بگیرید. و این موضوع تنها به روز تولد محدود نمی شود.

اضطراب اجتماعی

کلام آخر

باز هم تاکید می کنم که تولد لزوما نباید روز شاد و پر از هیجانات مثبت باشد. اگر حس خوبی ندارید، خجالت نکشید. بسیار طبیعی و معمول است که افراد در حوالی روز تولد خود احساس غمگینی کنند.

البته مطمئنا همه ما بر این امر واقف هستیم که تجربه غم و اندوه سخت است. اگر این علائم تا مدت ها پس از تولد ادامه داشتند، حتما از یک روان‌ درمانگر کمک بگیرید.

مطالب مرتبط:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نویسنده: هاتف حسینی نژاد

تا جایی که حافظه‌ام یاری می‌کنه، از ۵ یا ۶ سالگی سوال‌های زیادی توی سرم داشتم. خیلی جاها برای پیدا کردن جواب‌شون سرک کشیدم. اما هنوز جلوی خیلی از علامت سوال‌های ذهنم خالیه و روز به روز تعدادشون بیشتر می‌شه. این رو هم بگم که از نوشتن طوفان جملات توی سرم لذت می‌برم.