in

رایج ترین اصطلاحات استارتاپی – لیست ۵۰تایی

آشنایی با اصطلاحات رایج در استارتاپ

فهرست

استارتاپ در اصل کسب و کار نوپایی است که بر اساس یک ایده خلاقانه طراحی شده و سعی در رفع نیاز مشتریان خود دارد. مطمئنا راه اندازی چنین کسب و کاری با ریسک همراه است و مدیر تیم باید اطلاعات جامع و کاملی نسبت به شرایط بازار هدف خود داشته باشد. چون اگر جزئیات پروژه به درستی مشخص نشود، شانس موفقیت استارتاپ کاهش می یابد. یکی از اولین کارهایی که مدیر پروژه باید انجام دهد، آشنایی با رایج ترین اصطلاحات استارتاپی است. چون هر کسب و کاری اصطلاحات و دیکشنری واژگان مخصوص به خود را دارد. اهمیت درک این اصطلاحات برای استارتاپ بیشتر از حوزه های دیگر است. چون مدل کسب و کارهای نوپا خیلی مشخص نیست و بازار هدف آنها به صورت فرضی است. این موضوع ما را بر آن داشت تا در این مطلب، رایج ترین اصطلاحات استارتاپی را به شما معرفی کنیم.

رایج ترین اصطلاحات استارتاپی

رایج ترین اصطلاحات استارتاپی که باید بدانید

۱ – طرح کسب و کار (Business Plan)

برای موفقیت یک استارتاپ و رسیدن به هدف تعیین شده، باید برنامه ای مشخص برای تک تک مراحل داشت. طرح کسب و کار دقیقا همان نقشه رسیدن به هدف نهایی است. این طرح تمام موارد مربوط سود و زیان ها، امور مالی، مجوزها، برنامه نویسی اپلیکیشن را دربرمی گیرد و طراحی آن برای تمامی استارتاپ ها اجباری است.

۲ – شراکت (Partnership)

منظور از شراکت، یک نهاد غیر مشمول مالیات است که هر شریک آن در سود، زیان و بدهی های مجموعه سهیم هستند. یعنی هر کدام از شرکا مسئول مالیات سودهای دریافتی و زیان های به بار آمده است.

۳ – کارآفرین (Entrepreneur)

کارآفرین به شخصی گفته می شود که یک سری مهارت های مشخص داشته و تمام سعی خود را برای به نتیجه رسیدن پروژه به کار می گیرد. چنین شخصی ریسک پذیر است و از تمامی ایده های منجر به محصول و یا خدمت استقبال می کند.

کارآفرین از اصطلاحات رایج در استارتاپ

۴ – استارتاپ تک شاخ (Unicorn Startup)

به کسب و کارهای نوپایی که به سرعت رشد کرده و به ارزش های بالایی در بازار هدف خود می رسند، استارتاپ تک شاخ می گویند. تعداد این استارتاپ ها بسیار محدود و انگشت شمار است.

۵ – منتورینگ (Mentoring)

به فرآیندی که در آن یک فرد با تجربه از یک تیم یا شخص کم تجربه حمایت می کند، منتورینگ می گویند. به فرد باتجربه در این فرآیند منتور (Mentor) و به فرد کم تجربه (Mentee) می گویند. این فرآیند یک ارتباط طولانی مدت و حرفه ای بین دو طرف است که در اکثر موارد به سود منجر می شود.

۶ – نمونه اولیه (Prototype)

پروتوتایپ همان نمونه اولیه ای است که برای بررسی جنبه های فنی و امکان تولید انبوه محصول، راهی بازار می شود. استارتاپ ها با نمونه اولیه از بازخورد مشتریان خود آگه شده و موفقیت خود در پروژه را تضمین می کنند.

۷ – شتاب دهنده (Accelerator)

به شرکت هایی که بر روی استارتاپ های با ایده جذاب و کاربردی سرمایه گذاری می کنند، شتاب دهنده می گویند. این سرمایه گذاری با ارائه خدماتی همچون آموزش، سرمایه، جذب سرمایه گذار و یا مهیا کردن امکانات اولیه برای استارتاپ انجام می شود.

مواردی که هر کدام به نوبه خود می تواند شانس موفقیت و جذب سرمایه برای استارتاپ را افزایش دهد. البته شرکت های نوپا هم باید در ازای دریافت چنین خدماتی، مالکیت بخشی از سهام خود را به شتاب دهنده واگذار نمایند.

۸ – مراکز رشد (Incubator)

مراکز رشد چیزی شبیه به شتاب دهنده ها هستند؛ با این تفاوت که معمولا ماهیتی دولتی داشته و حمایت آنها محدود به استارتاپی است که وارد مرحله ساخت شرکت شده باشد.

حمایت مراکز رشد بیشتر برای استارتاپ هایی است که در راستای سیاست گذاری های کلان کشوری هدف گذاری می شوند. تفاوت دیگری که مراکز رشد با شتاب دهنده ها دارند، در عدم تامین سرمایه اولیه برای استارتاپ ها است.

شتاب دهنده استارتاپ

۹ – طوفان فکری (Brainstorming)

گاهی اوقات برای پروژه استارتاپ مشکلی پیش می آید که نیاز به همفکری دارد. طوفان فکری یک فرآیند گروهی است که با هدف ارائه راهکاری مناسب برای حل چنین مشکلی برگزار می شود. روش کار بدین صورت است که ابتدا مشکل توسط مجری در جمع مطرح می شود. سپس راهکارهای ارائه شده توسط اعضا بررسی شده و یکی از آنها اجرا می شود.

۱۰ – حداقل محصول قابل عرضه (Minimum Viable Product)

این تعریف مختص محصولی است که حداقل ویژگی های لازم و کافی برای عرضه به مشتری را دارد. چنین محصولی برای آزمایش مدل کسب و کاری و بازخورد گرفتن از مشتریان مناسب است.

۱۱ – سطح آمادگی بازار (Marketing Readiness Level)

سطح آمادگی بازار یا به طور اختصار MRL، به نوعی سیستم ارزیابی گفته می شود که کشش بازار برای یک محصول را می سنجد. با بررسی و در نظر گرفتن چنین سطحی، می توان خطر شکست در بازار را کاهش داد.

۱۲ – مالکیت فکری (Intellectual Property)

منظور از مالکیت فکری، یک سری ابداعات و دارایی های نامشهودی می باشد که با بهره گیری از قدرت فکر و ذهن انسان ایجاد شده است. نمادها، برند، آثار ادبی و هنری و نام های تجاری، نمونه هایی از دارایی های فکری هستند.

البته بر اساس تصمیم سازمان جهانی، مالکیت فکری به دو نوع صنعتی و آثار هنری تقسیم می شود.

مالکیت فکری

۱۳ – تجارت B2B

این اصطلاح برگرفته از عبارت Business to Business است که برای کسب و کارهایی استفاده می شود که خدمات و محصول خود را به کسب و کاری دیگر ارائه دهند.

۱۴ – تجارت B2C

تجارت B2C نوع دیگری از تجارت است که به عبارت Business to Customers اشاره دارد. این سبک از تجارت مربوط به کسب و کارهایی است که محصولات و خدمات خود را به مشتریان عرضه می کنند.

۱۵ – تجارت C2C

تجارت کسب و کارهایی که خدمات و کالای خود را به دیگر کاربران عرضه کنند، از نوع C2C است. سایت و اپلیکیشن های فروش وسایل دست دوم مانند دیوار، از همین نوع Customer to Customer هستند.

۱۶ – سرمایه بذری (Seed Funding)

به سرمایه اولیه ای که برای شروع یک کسب و کار و تامین مالی آن در نظر می گیرند، سرمایه بذری می گویند. این سرمایه معمولا توسط سرمایه گذار تامین می شود و مالک کسب و کار باید بخشی از مالکیت استارتاپ را به او واگذار کند. البته سرمایه گذار می تواند پس از سودآور شدن کسب و کار، سهام خود را برای فروش بگذارد.

۱۷ – سرمایه گذار فرشته (Angel Investor)

آنجل یا فرشته، در اصل شخص یا گروهی از اشخاص با هدف مشترک هستند که ثروت شخصی خود را در یک کسب و کار سرمایه گذاری می کنند. مبلغ سرمایه گذاری آنجل ها نسبت به سرمایه گذار خطرپذیر کمتر است.

سرمایه گذار فرشته

۱۸ – بنچمارک (Benchmark)

منظور از بنچمارک، فرآیندی است که استارتاپ ها برای ارزیابی موقعیت فعلی خود استفاده می کنند. این معیار برای سرمایه گذاران پروژه بسیار ارزشمند است؛ چون اطلاعاتی در خصوص میزان موفقیت استارتاپ به آنها می دهد.

۱۹ – سرمایه (Capital)

به دارایی های مالی و در دسترس شرکت، سرمایه می گویند. کارآفرینان از این سرمایه برای شروع فعالیت استارتاپ استفاده کرده و به تدریج میزان آن را افزایش می دهند.

۲۰ – عرضه اولیه عمومی (Initial Public Offering)

عرضه اولیه یا IPO زمانی است که یک استارتاپ سهام خود را برای فروش به عموم مردم پیشنهاد می دهد. این پیشنهاد از طریق انتشار یک فراخوان بورسی صورت گرفته و شرکت را از حالت خصوصی، به یک شرکت سهامی عام تبدیل می کند.

۲۱ – استارتاپ ناب (Lean Startup)

یکی دیگر از رایج ترین اصطلاحات استارتاپی، متدولوژی استارتاپ ناب است. این متد به سیستمی موثر برای ساخت یک محصول یا کسب و کار گفته می شود که ریسک شکست را کاهش دهد. هدف از بکارگیری چنین متدی، افزایش کارهای ارزش آفرین و حذف امور بی فایده در فرآیند ساخت محصول است.

۲۲ – نوآوری (Innovation)

اصطلاح نوآوری در استارتاپ، به معنای بکارگیری یک ایده خلاق و تبدیل آن به خدمت، محصول و یا روشی مفید است.

۲۳ – اول راه (Journey Ahead)

به اولین مرحله از شکل گیری استارتاپ، اول راه یا Journey Ahead می گویند. در این مرحله یک سری رویا و افکار در ذهن شما ایجاد می شود که نیاز به پرورش دارند. پرورش این افکار صرفا به صورت ذهنی است و بر روی کاغذ نمی آید.

۲۴ – سرمایه گذاری خطر پذیر (Venture Capital)

یکی از روش هایی که برای تامین مالی شرکت های نوپا استفاده می شود، جذب سرمایه از افراد ریسک پذیر است. سرمایه گذاران خطرپذیر با هدف دستیابی به سودهای بیشتر، سرمایه خود را وارد شرکت های نوپا می کنند. افراد متخصص هم باید از این سرمایه برای رشد و توسعه شرکت استفاده کنند.

سرمایه گذار خطرپذیر

۲۵ – اکوسیستم کارآفرینی (Enterpreneurship Ecosystem)

به مجموعه ای از افراد، نهاد و یا سازمان که محرک تصمیم فرد برای کارآفرینی هستند، اکوسیستم کارآفرینی می گویند. این اکوسیستم سعی دارد تا با فراهم کردن محیطی مناسب، زمینه را برای موفقیت و رشد شرکت آماده کند.

۲۶ – استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند، یکی دیگر از رایج ترین اصطلاحات استارتاپی در سطح بین الملل است. یک برنامه جهانی که از کارآفرینان موفق دعوت بعمل آورده و از آنها می خواهند تا چالش و موفقیت های خود را برای حضار بازگو کنند. شرکت کنندگان هم می توانند از این تجربیات استفاده کرده و با جزئیات پروژه یکدیگر آشنا شوند.

۲۷ – استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند نوع دیگری از همایش و رویداد آموزشی در حوزه استارتاپ وجود دارد که معمولا در اواخر هفته برگزار می شود. شرکت کنندگان چنین همایشی از بازاریابان حرفه ای، مدیران تجاری، طراحان گرافیک و دیگر علاقمندان به مباحث استارتاپی هستند. این افراد ایده و پروژه های خود را در چنین جلساتی مطرح می کنند.

۲۸ – مربیگری (Coaching)

به رابطه ای دو طرفه که بین مربی و فرد تحت آموزش وجود دارد، مربیگری می گویند. مربی به فرد آموزش دیده کمک می کند تا توانایی های فطری و ذاتی خود را شکوفا کند. تلاش و تمرکز مربی بر روی آینده و حال چنین شخصی قرار دارد تا به اهداف خود برسد.

مربیگری از رایج ترین اصطلاحات در استارتاپ

۲۹ – مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

گاهی اوقات زمان در دسترس برای بازاریابی بسیار کوتاه است و نمی توان از روش های رایجی همچون نیچ مارکتینگ استفاده کرد. بنابراین باید از همین فرصت های کوتاه برای متقاعد‌کردن سرمایه گذار و جذب سرمایه او استفاده کرد‌.

واژه آسانسور در این اصطلاح رایج استارتاپی، اشاره به محدود بودن فرصت زمانی دارد. یعنی شما باید حالتی را فرض کنید که در یک آسانسور با سرمایه گذار هم مسیر شده و تنها ۳۰ الی ۱۲۰ ثانیه برای متقاعد کردن او فرصت دارید.

۳۰ – پیمان نامه عدم افشا (Non Disclosure Agreement)

در این پیمان نامه، طرفین با یکدیگر توافق می کنند تا اطلاعات موجود در قرارداد فاش نشود. نوعی معامله محرمانه بین دو دسته که حاوی اطلاعاتی ارزشمند درباره برند تجاری، انحصاری و یا اسرار مهم است. پس لازم است که این اطلاعات مورد اشتراکی محرمانه مانده و افشا نشود.

۳۱ – رایگان پایه (Freemium)

استارتاپ های نرم افزاری از یک استراتژی جالب برای جذب مشتری استفاده می کنند که رایگان پایه نام دارد. در این روش، یک نسخه رایگان نرم افزار با امکانات محدود را در اختیار کاربران قرار می دهند تا مشتری به سمت خرید نسخه های پولی و استفاده از امکانات بیشتر ترغیب شود.

۳۲ – ساس (SaaS)

ساس، یکی دیگر از رایج ترین اصطلاحات استارتاپی است که به عبارت Software As A Service اشاره دارد. این اصطلاح به معنای فروش اشتراک مربوط به یک سرویس نرم افزاری است.

۳۳ – مزیت رقابتی (Competitive Advantage)

این اصطلاح در اصل معیاری است که برای مشخص کردن تفاوت یک استارتاپ با رقبایش استفاده می شود. شاید این تمایز بخاطر مالکیت معنوی، نوآوری، نحوه مشارکت و یا حقوق انحصاری یک شرکت نسبت به دیگر استارتاپ های فعال در بازار باشد.

البته تصرف یک بازار کوچک قبل از سایر رقبا هم می تواند به عنوان مزیت رقابتی شناخته شود.

مزیت رقابتی

۳۴ – تقاضا برای اقدام (Call to Action)

تقاضا برای اقدام، یکی دیگر از رایج ترین اصطلاحات استارتاپی است که برای بررسی رفتار مشتریان و یا کاربران سایت استفاده می شود. در این روش فرد را برای انجام یک هدف از پیش تعیین شده تحریک می کنند.

این تحریک با قرار دادن لینک یا دکمه در قسمت های مختلفی از سایت یا اپلیکیشن انجام می شود‌. استفاده از CTA های رنگی و یا بزرگ، باعث جلب توجه بیشتر کاربر می شود.

۳۵ – شاخص کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator)

شاخص کلیدی عملکرد نوعی پارامتر قابل اندازه گیری است که برای انعکاس فاکتورهای حیاتی موفقیت یک شرکت، سازمان و یا کسب و کار استفاده می شود.

انواع مختلفی از پارامتر KPI وجود دارد که بر اساس نوع کسب و کار تعیین می شود. درصد سود حاصل از مشتریان و میزان موفقیت دانش آموزان، دو نمونه متفاوت از شاخص کلیدی عملکرد هستند.

۳۶ – بوم مدل کسب و کار (Business Model Canvas)

برای توصیف، طراحی و اختراع مدل کسب و کارهای نوپا، از یک ابزار مدیریتی و استراتژیک به نام بوم مدل کسب و کار استفاده می شود. ابزاری ساده و قوی که برای توصیف بخش های سازنده مدل کسب و کاری استفاده می شود.

کانال های توزیع، جریان درآمد، منابع اصلی، ساختار هزینه، بخش مشتریان، ارتباط با مشتری، فعالیت های اصلی، شرکای کلیدی و ارزش پیشنهادی، از نه بخش سازنده مدل کسب و کاری هستند.

۳۷ – بوم ناب کسب و کار (Lean Canvas)

یک نسخه بهینه سازی شده و ساده ای از بوم مدل کسب و کار وجود دارد که به آن بوم ناب می گویند. این نسخه الهام گرفته شده بیشتر برای کسب و کارهای نوپا همچون استارتاپ ها، استفاده می شود.

۳۸ – سطح آمادگی فناوری (Technology Readiness Level)

پروژه های استارتاپی را می توان به لحاظ بلوغ فناوری رتبه بندی کرد. TRL یا همان سطح آمادگی فناوری، از رایج ترین اصطلاحات استارتاپی است که برای ارزیابی سطح فناوری پروژه ها استفاده می شود. این رتبه بندی از یک تا نه و بر اساس پیشرفت پروژه استارتاپی انجام می گردد.

۳۹ – مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

گاهی اوقات شرکت های استارتاپی توسط یک شرکت بزرگتر خریداری می شوند. یا اینکه شرایط کاری دو شرکت مشابه است و با یکدیگر ادغام می شوند. معمولا چنین توافقی به صورت دوستانه و در قالب توافقنامه و یا گاهی بدون توافقنامه، انجام می شود.

اصطلاح رایج در استارتاپ

۴۰ – واگذاری (Vesting)

نوعی فرآیند برای اختصاص سهام شرکت های استارتاپی وجود دارد که به آن واگذاری می گویند. در این روش تعداد مشخصی سهام را در یک بازه زمانی ثابت به کارکنان یا موسسان شرکت می دهند تا انگیزه لازم برای ماندگاری در شرکت را داشته باشند.

مثلا تعداد مشخصی از سهام را برای یک کارمند در نظر گرفته و هر ساله ۲۵ درصد آن را واگذار می نمایند. اصطلاح واگذاری از رایج ترین روش تقسیم سهم در شرکت های استارتاپی است.

۴۱ – بوت استریپ (Bootstrapped)

اگر بودجه مورد نیاز برای راه اندازی استارتاپ توسط خود شرکت و یا کارآفرین تامین شود، آن را بوت استریپ می گویند. واژه بوت استریپ به حلقه موجود بر روی چکمه اشاره دارد که برای بالا کشیدن استفاده می شود. اما در اصطلاح رایج استارتاپی، شرکتی است که از منابع داخلی برای فعالیت خود استفاده می کند.

۴۲ – نرخ سوختن (Burning Rate)

منظور از نرخ سوختن در اصطلاح رایج استارتاپی، همان نرخ پول نقد خالصی است که شرکت در یک بازه مشخص یک ماهه خرج می کند.

۴۳ – تامین مالی پلی (Bridge Financing)

مقدار محدودی از قرض کوتاه مدت که طی یک بازه زمانی ۶ الی ۱۸ ماهه از عرضه عمومی جمع آوری می شود، تامین مالی پلی نام دارد. این قرض شرکت را به دور بعدی تامین مالی وصل می کند و واژه پل در این تعریف هم به این موضوع اشاره دارد.

تامین مالی پلی

۴۴ – هزینه سرمایه ای (Capital Expenditures)

بخشی از پول های شرکت صرف خرید دارایی های تجهیزاتی و اضافه کردن ملک ( دارایی های ثابت) برای شرکت می شود که به آن هزینه سرمایه ای می گویند. این هزینه برای کسب سود در بازه های بلند مدت بیش از یکسال است.

۴۵ – خریدن سهم (Buyout)

منظور از خریدن سهم، خرید سهام یک شرکت، خط تولید و یا بخش عمده ای از یک کسب و کار با هدف کنترل و تملک آن است. نام دیگر این کار، خرید استقراضی یا تملک اهرمی است که با خرید سهام بیشتر انجام می گیرد.

۴۶ – میزان هزینه (Burn Rate)

هر شرکت استارتاپی تا زمان رسیدن به سود دهی اولیه، باید هر ماه مبلغی را هزینه کند. این میزان از هزینه برای پاسخگویی به هزینه های شرکت در بازه ای مشخص است که به آن میزان هزینه می گویند.

۴۷ – نقطه سر به سر (Break-Even Point)

به میزانی از تولید محصول یا خدمات شرکت استارتاپی که در آن هزینه و درآمد برابر شود، نقطه سر به سر می گویند. این اصطلاح رایج استارتاپی از علم اقتصاد گرفته شده است.

۴۸ – بازگشت سرمایه (Return On Investment)

از تقسیم نسبت سود حاصل از سرمایه گذاری بر هزینه اولیه شرکت، نرخ بازگشت سرمایه یا همان ROI حاصل می شود. این نرخ به عنوان درصدی از هزینه خرید محاسبه و نشانگر میزان سود به دست آمده برای پروژه ای مشخص است.

مهمترین اصطلاح در استارتاپ

۴۹ – سهام عادی (Common Stock)

شرکت ها دارای دو نوع سهام عادی و ممتاز هستند. ریسک خرید سهام عادی نسبت به نمونه ممتاز بیشتر است؛ چون این گروه از سهامداران، آخرین افراد مدعی برای احیای حقوق خود در زمان تصفیه شرکت هستند.

۵۰ – پیوت (Pivot)

پیوت به زمانی گفته می شود که شرکت استارتاپی استراتژی های خود را به سرعت تغییر دهد. معمولا این تغییرات با هدف تمرکز بر دیگر محصولات یا مشتریان شرکت و بخاطر عدم بازدهی از روش های قبلی است.

۵۱- کوچینگ

کوچ کسی است که شما و یا تیم شما را در راه رسیدن به یک هدف خاص تشویق و همراهی می کند. کوچینگ کسب و کار یکی از مهمترین مواردی است که برای موفقیت در کار به آن نیاز دارید.

کلام آخر

امروزه شرکت های استارتاپی جایگاه ویژه ای در اقتصاد کشورها دارند. در کشور ما نیز نمونه های بسیار متفاوتی از این شرکت ها وجود دارد که دیجی کالا و اسنپ، مثالی از بهترین استارتاپ های ایرانی هستند. بنابراین باید به این نوع جدید از کسب و کارهای نوپا بها داد تا ایده ها تبدیل به فرصت های شغلی شوند.

اما قبل از راه اندازی شرکت استارتاپی باید با اصطلاحات و تعاریف موجود در این حوزه آشنا شد. به همین دلیل لیستی ۵۰ تایی از رایج ترین اصطلاحات استارتاپی را در این مقاله آوردیم. منتظر سوالات و پیشنهادات شما در بخش دیدگاه ها هستیم.

مطالب مرتبط:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نویسنده: کیوان چوگلی

سلام.کیوان هستم، کارشناسی ارشد ریاضیات مالی و علاقمند به مباحث سرمایه گذاری در اوراق بهادار و بورس می باشم..به نویسندگی و نوشتن علاقمند هستم و همیشه در پی یادگیری مطالب جدید ...با نظرات خود بنده و تیم بلاگر نت نظر را دلگرمی دهید..