in

چرا باید کتاب کتابخانه نیمه شب را بخوانیم؟

معرفی کتاب کتابخانه نیمه شب

چه چیزی باعث شد تا مایل شوم در خصوص کتاب کتابخانه نیمه شب با شما صحبت کنم؟ در دنیایی زندگی می کنیم که لمس نبودن ها دیری است با ما عجین شده. ممکن است هر روز خود را با گوشی شروع کنیم و با آن بخوابیم. در چنین جهانی دیگر محکوم به دیدن زندگی خود و اطرافیان مان نیستیم بلکه زندگی ها و ارتباط ها و شغل های فراوانی را در سرتاسر جهان می توانیم بینیم که ممکن است در دل و وجودمان حسرت ها لانه کنند. حسرت زندگی هایی که می توانستیم در این یک بار فرصت زیستن داشته باشیم اما نداریم و اکنون آن انسان هایی که می خواهیم نیستیم.

حسرت و حس تهی داشتن تا جایی که محرک پیشرفت باشد خوب است اما اگر حس بدی بدهد، باید رها شویم از هرآنچه قاتل لحظه های خوش است. کتابخانه ی نیمه شب تلنگری است تا در راه زندگی با حس بهتری حرکت کتیم، بدویم یا حتی پرواز کنیم. ژانر کتاب کتابخانه نیمه شب به گونه ای است که ضمن یادآوری حسرت های تان، راهکار می دهد برای خوب بودن و فراموشی لحظه های بد. موضوع ساده اما عمیقی که مت هیگ درباره آن نوشت، ما را بر آن داشت که به معرفی کتاب کتابخانه ی نیمه شب بپردازیم.

معرفی کتاب کتابخانه نیمه شب

قصه آرام شروع می شود. شما از ابتدا با شخصیت نورا آشنا می شوید. نورایی که با ورودش به کتابخانه ی نیمه شب به حسرت هایش می رسد، حسرت و آرزوهایی که در تمام زندگی به هیچ کدام نرسیده بود. نورا فرصتی می باید تا حسرت هایش را بنویسد، ورق بزند و زندگی کند.

در تمام کتاب با نورا وارد زندگی هایی می شوید که او می توانست داشته باشد. زندگی ها تمامی ندارند، کتابخانه پر از کتاب و زمان گویی قرار نیست بدود. هرکتاب، یک زندگی.

در کتابخانه ی نیمه شب چه می گذرد

نقد کتاب کتابخانه ی نیمه شب به نظر ساده می آید اما یاد گرفتن حسرت نکشیدن و سپردن خود به جریان زندگی سخت و زمان بر است. این کتاب با لحن ساده، گیرا و در عین حال منظم و خودمانی شما را همراه خود تا دور دست ها می برد.

به شما کمک می کند حسرت های زندگی تان را بشناسید، بعد دست تان را می گیرد و به پشت کوه ها و جاهایی می برد که تا آن زمان نمی دانستید.

همه ی ما انسان ها گاهی برای برخی اتفاق ها و نشدن ها اذیت می شویم. زندگی می کنیم، از جاده ی زندگی گذر می کنیم اما تا ابد جایی در قلب مان خالی است و در سرهای مان پر از خیال است که اگر میشد چه؟ این افکار همیشه با ما هستند، کمرنگ می شوند، گاهی میان روزمرگی ها فراموش شان می کنیم اما از بین نمی روند.

در خواب و بیداری رهایمان نمی کنند. این کتاب این اطمینان را به شما می دهد که در هر نقطه ای از زندگی که هستید بی هیچ حسرتی حضور داشته باشید و با قبول شرایط خود، با گذر از تلخی ها و سرزنش هایی که گاهی بر خود روا می دارید، از رودخانه زندگی بدون کوله بار حسرت عبور کنید و بدانید چیزی که نشده، تا زمانی که به وقوع نپیوسته ارزش ناراحتی و بی مهری به خویشتن را ندارد.

نویسنده کتاب کتابخانه ی نیمه شب کیست؟

نویسنده ی این کتاب مت هیگ، رمان نویس و روزنامه نگار اینگلیسی است. وی متولد سال ۱۹۷۵ در شفیلد انگلستان و دانش آموخته رشته زبان اینگلیسی و تاریخ است.

مت هیگ هم اکنون ۴۷ سال سن دارد و آثار داستانی یا غیر داستانی فراوانی برای سنین مختلف نوشته است. وی در ۲۴ سالگی دچار افسردگی و ماتم شدید بود اما به زندگی بازگشت و با آثارش در یادها ماندگار شد.

مت هیگ نویسنده

رده سنی کتابخانه نیمه شب

در خصوص معرفی کتاب کتابخانه ی نیمه شب باید بگوییم که این کتاب برای تمام سنین نوشته شده و هرکسی می تواند با هر ذوق و سلیقه ای درس خود را از این کتاب بگیرد.

در هر سنی که هستید، فرصت مطالعه ی این کتاب را از خود دریغ نکنید. اگر در آستانه ی جوانی هستید، یاد می گیرید خودتان باشید و از مسیر رنگی زندگی خود لذت ببرید. اگر هم در سنین بالا هستید، خواندن این کتاب بی شک شما را سرشار از حس خوب خواهد کرد. حس خوبی که زودتر از این ها به آن نیاز داشتید.

البته افراد کتابخوان ممکن است برایشان کتاب ساده ای بیاید. درباره این موضوع باید گفت برخی چیزها هرچقدر هم تکرار بشوند باز هم ذهنمان نیاز دارد به مرور دوباره و دوباره اش.

کتاب خانه نیمه شب چند صفحه است؟

هنگام معرفی کتاب کتابخانه ی نیمه شب خالی از لطف نیست یادآور شویم این کتاب توسط نشر کوله پشتی با ترجمه ی محمد صالح نورانی زاده در ۳۵۱ صفحه، سال ۱۴۰۰ در ایران برای اولین بار منتشر شد.

الان که این مطلب نوشته می شود، چاپ هشتاد و دوم این کتاب در کتاب فروشی های کشور به فروش می رسد. بدون شک از پرفروش ترین کتاب های ترجمه شده در ایران است. حتی اگر نسخه چاپی آن را نمی توانید تهیه کنید و کتابخانه ی نیمه شب pdf اش را می خواهید، می توانید از سایت ها و اپلیکیشن های معتبر با قیمت کمتر آن را دریافت کنید.

The midnight library

قسمت هایی از کتاب

در ادامه ی معرفی کتاب کتابخانه ی نیمه شب قصد داریم قسمت هایی از کتاب را با شما مرور کنیم …

_ هرگز نمی توانم تمام کسانی باشم که دلم می خواهد، نمی توانم تمام زندگی هایی را از سر بگذرانم که دوست دارم و هیچگاه نمی توانم تمام مهارت های مورد علاقه ام را فرا بگیرم. چرا چنین می خواهم؟ می خواهم زندگی کنم و از تمام گونه ها و حالت ها و شکل های تجارب جسمی و ذهنی ممکن در زندگی ام لذت ببرم.

_بین مرگ و زندگی یک کتابخونه است. توی اون کتابخونه هم قفسه های کتاب تا ابد ادامه دارن. هر کتاب شانس امتحان کردن یکی از زندگی هایی رو بهت میگه که می تونستی تجربه شون کنی. تا ببینی اگه انتخاب دیگه ای کرده بودی، چه می شد… اگه شانس این رو داشتی که حسرت هات از بین ببری، کاری متفاوت از اون چه کردی، انجام می دادی؟

_با اطمینان به سوی رویا هایت قدم بردار. آن زندگی ای را تجربه کن که تصور کرده ای.

_تعداد زندگی هایی که می تونی داشته باشی به اندازه ی احتمالاتیه که توی عمرت داری. توی بعضی زندگی ها انتخاب های متفاوتی می کنی و اون انتخاب ها نتایج متفاوتی رو ایجاد می کنن.

اگه فقط یک کار رو متفاوت انجام داده بودی، داستان زندگی ات متفاوت می شد. همه ی اون زندگی ها هم توی کتابخونه ی نیمه شب وجود دارن. همه شون درست به اندازه ی این زندگی واقعی اند.

_نمی توانیم کارهایی رو که توی دوران زندگی انجام داده ایم تغییر بدیم.

-ترس از عشق همان ترس از زندگی است و کسی که از زندگی بترسد، مرده ای بیش نیست.

_خواستن، کمبود رو نشون میده.

_تنها راه یاد گرفتن، زندگی کردن است.

_گاهی حسرت هامون هیچ ریشه ای در واقعیت ندارن.

__دلم برای گربه ام تنگ شده. خسته ام.

_اگه هدفت رسیدن به چیزی باشه که با ذاتت در تضاده، همیشه شکست می خوری.

_زندگی نه فقط کارهایی که انجام می دیم، بلکه کارهایی رو هم که انجام نمی دیم شامل میشه.

_زندگی مسابقه نیست که بتونیم توش برنده بشیم.

_هرگز همراهی ندیدم که به اندازه ی تنهایی بتواند با انسان همراه شود.

_تنها سد راهت، قوه ی تخیلته.

_اگه همیشه دنبال معنای زندگی بگردی، هرگز زندگی نمی کنی.

_من همونی ام که هستم.

_می تونی همه چیز داشته باشی و هیچ چیز حس نکنی.

_زندگی چطور می تونه تموم بشه وقتی هنوز شروع نشده

_زندگی همیشه مثل یک نمایشه. تو هم وقتی لازم بود، نقشت رو ایفا کردی. تا ساحل سمت دیگه ی رودخونه شنا کردی. با چنگ و دندون خودت رو بیرون کشیدی. اونقدر سرفه کردی که داشتی خفه می شدی و یخ می زدی، اما در هرصورت با وجود تمام مشکلات از رودخونه گذشتی. چیزی رو توی وجودت پیدا کردی.

_حسرت هام رو زندگی کردم.

_برو، زندگی کن.

_زندگی در ورای نا امیدی آغاز می شود.

زندگی زیباست

نقد کتاب

نقد کتاب کتابخانه ی نیمه شب می طلبد که سوالات احتمالی شما را پاسخ دهیم :

  • کتابخانه ی نیمه شب pdf اش رو چطور می تونیم تهیه کنیم؟ به پاس احترام به ناشر، نویسنده و فرهنگ عمومی، این کتاب را از سایت ها و اپلیکیشن های معتبر تهیه کنید.
  • رده سنی کتاب کتابخانه ی نیمه شب چیست؟ در هر سنی می توانید اوقات خوشی را با این کتاب سپری کنید. حتی برای افرادی که کتاب نمی خوانند، لحن این کتاب ساده و گیرا است.
  • ژانر کتاب کتابخانه ی نیمه شب چیه؟ ژانر کتاب تراژدی و در عین حال امید دهنده است.
  • کتابخانه ی نیمه شب چند صفحه است؟ ۳۵۱ صفحه
  • با چه ترجمه ای بخونیم؟ ترجمه ی آقای محمد صالح نورانی زاده بهترین ترجمه ی این کتاب در بازار است که توسط نشر کوله پشتی به چاپ رسید.

نتیجه گیری

معرفی کتاب کتابخانه ی نیمه شب را در اینجا به پایان می رسانیم. سعی کردیم در این مطلب تا جایی که می توانیم ابعاد مختلف کتاب را نقد کرده و بدون لو دادن پایان، شما را ترغیب به مطالعه این کتاب کنیم تا در صفحات کتاب بتوانید راه پایان دادن به حسرت های تان را یاد بگیرید.

اگر از مطالعه این کتاب لذت بردید، خواندن کتاب ساحره ی پورتوبلو را از دست ندهید. همچنین اینکه چگونه یک کتاب الکترونیکی بنویسیم؟ را می توانید در همین سایت مطالعه کنید.

 مطلب مرتبط:

بهترین کتاب های فکاهی ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نویسنده: نازنین عباد