in

چقدر فیلسوف معروف آرتور شوپنهاور را میشناسید

بیوگرافی آرتور شوپنهاور

قبل از صحبت درباره زندگینامه آرتور شوپنهاور می خواهم با مفهوم فلسه آشنا شویم فلسفه چیست؟ و فیلسوف کیست؟ کلمه فلسفه ریشه ای یونانی دراد و نخستین بار از یونان به گوش جهان رسید این کلمه از دو جزء فیلیا به معنای دوستدار و سوفیا به معنای آگاهی، از زبان یونان باستان گرفته شده است و با این تعبیر به معنای دوستداری دانش و فیلسوف دوستدار علم و آگاهی است بیان می شود .

پس در واقعه فیلسوف به کسی می گویند که طراح یک مکتب فلسفی مستقل یا حداقل طراح یک نظریه فلسفی مستقل باشد. اولین فردی که کلمه فیلسوف را بیان کرد فیثاغورس ریاضی دان و دانشمند معروف یونانی بود.

او کسی بود که خود را فیلسوف معرفی کرد. او به‌ جای این‌ که خود را مردِ دانا بنامد مرد دوست دار دانایی نامید، چرا که نام مرد دانا بر خود را نشانهٔ گستاخی می ‌دانست. حال شما چقدر فیلسوف معروف آرتور شوپنهاور را میشناسید؟ در ادامه با زندگینامه آرتور شوپنهاور همراه شما هستیم.

شوپنهاور

زندگینامه شوپنهاور فیلسوف بزرگ آلمانی

آرتور شوپنهاور فیلسوف و نویسنده‌ آلمانی در ۲۲ فوریه سال ۱۷۸۸ در لهستان امروزی در شهر دانتزیک دیده به جهان گشود. پدر و مادر او ثروتمند و از جمله خانواده‌ های با قدرت و پرنفوذ آن زمان بودند.

او دوران کودکی سختی را در شرایط نامساعد پشت سر گذاشت. در نوجوانی‌اش پدرش را در اثر خودکشی از دست داد. او مدتی را با مادرش زندگی کرد و با ازدواج مجدد او مخالف بود و این موضوع باعث جدایی او از مادرش شد. مادرش علاقه‌ چندانی به او نشان نمی داد و یک‌ بار او را از پله‌ها به پایین پرتاب کرده است.

این رفتارها و خلأ رفتارهای محبت‌ آمیز مادر تأثیر زیادی در شکل‌ گیری نگاه او نسبت به زنان شد و گاهی نظرات تند و تیز او را نسبت به زنان اثر رفتار مادر بر او می توان دانست. مادر آرتور شوپنهاور که خود نویسنده بود یک بار گفته بود: «نمی‌دانم دنیا و مردمش با پسر من چه کرده‌ اند که او چنین آن‌ها را تقبیح می‌کند؟»

به دلیل سبک زندگی و اعتقادات خاص پدرش درباره‌ تعلیم و تربیت، آرتور شوپنهاور را در ۹ سالگی به دوستی در فرانسه سپردند او از این دوست خانوادگی زبان فرانسه را آموزش دید. سپس والدینش او را به انگلستان بردند و او را سه ماه در مدرسه‌ ای شبانه روزی ثبت نام کردند تا زبان انگلیسی را نیز فرا گرفت.

تحصیلات آرتور

آرتور شوپنهاور این فیلسوف آلمانی که یکی از بزرگترین فلاسفهٔ اروپا و فیلسوف پرنفوذ تاریخ در حوزه اخلاق، هنر، ادبیات معاصر و روانشناسی جدید است.

او در جوانی تحصیلاتش را در رشته‌های مربوط به طب و پزشکی آغاز کرد و به علوم طبیعی و فلسفه هم علاقه داشت و در سال ۱۸۱۳ با ارائه رساله‌ دکترایش در زمینه‌ علم فلسفه فارغ‌ التحصیل شد.

او در این سال‌ها کتاب «جهان همچون اراده و تصور» را منتشر کرد که مهم‌ترین اثر این نویسنده است. این اثر سال ۱۸۴۴ تجدید چاپ شد و نکات جدیدی به آن اضافه شد.

این اثر به فارسی هم ترجمه شده است. «جهان همچون اراده و تصور» ایده‌ی بنیادین نظام فکری شوپنهاور را نشان می‌دهد و در چند بخش تهیه شده است. این اثر شامل نقدی کامل بر فلسفه‌ کانتی هم دارد. او کانت را در مقام نظریه ‌پردازی بسیار بزرگ می دانست و از او یاد میکرد.

شوپنهاور

نظریات آرتور شوپنهاور

او به اراده‌ گرایی معتقد بود و آن را مقدم بر عقل می‌دانست. فیلسوفان معمولا افراد خوشبینی بوده‌اند. ولی در میان آنان نادر کسانی هم یافت می‌شوند که جهان را با نگاهی بدبینانه می‌نگریسته‌اند. آرتور شوپنهاور یکی از آنان است.

جهان‌ بینی و نگرش‌های فکری او مملو از بدبینی است که جریان جدیدی در قرن نوزدهم به‌حساب می ‌آمد. او تا سال ها فیلسوف ناشناخته‌ ای بود و پس از سه دهه از انتشار اولین اثرش توجه دیگر فلاسفه و منتقدان را به خود جلب کرد.

«لئو تولستوی»، از محبوب ترین نویسنده های جهان در سال ۱۸۶۹ در نامه‌ای به یکی از دوستانش می‌نویسد: «آیا می‌دانید که تابستان امسال تا چه اندازه برایم پرارزش بود؟ این ایام را با شیفتگی به شوپنهاور و لذت‌های روحی فراوانی گذراندم، که پیش از آن هرگز نمی‌شناختم… ممکن است روزی نظرم در این‌ باره تغییر کند، اما به‌ هرحال اکنون یقین دارم که شوپنهاور نابغه ‌ترین انسان‌ است.

وقتی آثارش را می‌خوانم نمی‌فهمم که چرا تابه‌ حال ناشناس مانده است. شاید توضیح این امر همان باشد که او خود بارها تکرار کرده است، به این معنا که اکثریت آدمی‌ زادگان را ابلهان تشکیل می‌دهند.»

زیبایی شناسی آرتور شوپنهاور ناشی از آموزه فلسفی او درباره تقدم اراده متافیزیکی به عنوان شیء فی نفسه کانتی، زمینه حیات و همه هستی است. شوپنهاور در کار اصلی خود، جهان به مثابه اراده و بازنمایی، فکر می‌کرد که اگر آگاهی یا توجه به‌ طور کامل درگیر، جذب یا درگیر جهان به ‌عنوان تصاویر یا تصاویر بی ‌درد باشد، پس هیچ آگاهی از جهان به‌اندازه اراده دردناک وجود ندارد.

شوپنهاور

آثار آرتور شوپنهاور

زندگینامه آرتور شوپنهاور بر اندیشه‌ های شماری از متفکران پس از خود با نوشتن کتاب هایی در جوانب مختلف تاثیر به سزایی داشته است. از جمله آنها می شود از هارتمن، بورکهارت، نیچه، فروید، هایدگر و نیز هورکهایمر نام برد. همچنین تاثیر اندیشه‌های شوپنهاور بر هنر و ادبیات انکار ناپذیر است.

هفت کتاب اصلی او عبارتند از:

  • متعلقات و ملحقات
  • جهان همچون اراده و تصور
  • دو مسأله بنیادین اخلاق
  • در باب اراده در طبیعت
  • همیشه بر حق بودن
  • در باب بینایی و رنگ‌ها
  • ریشه چهارگان اصل دلیل کافی (رسالهٔ دکتری شوپنهاور)

از مهم‌ترین آثار شوپنهاور می‌توان به درباره‌ ریشه‌های چهارگانه‌ اصل سبب کافی، درباره‌ دیدن و رنگ‌ ها، جهان چونان اراده و تصور، درباره‌ اراده در طبیعت و دو مسئله‌ اساسی فلسفه‌ اخلاق اشاره کرد.

لیست دیگر آثار آرتور شوپنهاور

  • در باب حکمت زندگی
  • جهان و تأملات فیلسوف
  • متعلقات و ملحقات
  • جهان همچون اراده و تصور
  • دو مسأله بنیادین اخلاق
  •  در باب اراده در طبیعت
  • هنر همیشه بر حق بودن
  • در باب بینایی و رنگ‌ها
  •  ریشه چهارگان اصل دلیل کافی (رسالهٔ دکتری شوپنهاور)
  • اخلاق، قانون، سیاست
  • زندگی این‌ جوری‌ است
  • هنر زنده ماندن
  • هنر حفظ آبرو
  • هنر رفتار با زنان
  • هنر خودشناسی
  • هنر خوشبختی
  • هنر رنجاندن
  • هنر پیر شدن

شوپنهاور

درمان شوپنهاور به قلم اروین یالوم

کتاب درمان شوپنهاور نوشته‌ اروین یالوم، استاد بازنشسته‌ روانپزشکی دانشگاه استنفورد، روان‌ درمانگر اگزیستانسیال و گروه‌ درمانگر آمریکایی است. در این کتاب نویسنده زندگی شخصی خود را در غالب چالشی و معنای زیستن و روابط انسانی بر اساس تفکرات و نظریه‌ های شوپنهاور بررسی می ‌کند.

این کتاب با زبانی روان در قالب یک رمان نوشته شده است و قصه‌ زندگی این فیلسوف بزرگ را با خلق شخصیت فیلیپ به قلم آورده است.

در این کتاب هم مانند دیگر رمان‌ های این نویسنده، با زبانی سحرآمیز و جذاب به معرفی اندیشه‌ های پیچیده‌ فلسفی می ‌پردازد و در کنار آن فنون روان‌ درمانی و گروه ‌درمانی را نیز بازگو می کند.

خلاصه ای از کتاب

نویسنده در رمان درمان شوپنهاور تصور  فیلسوف معاصری به نام فیلیپ که فردی منزوی و به شبیه شوپنهاور است را برای مخاطب به تصویر می کشد، که به یک گروه‌ روان ‌درمانگر مشهور به نام جولیوس وارد می ‌شود که خود جولیس به دلیل رویارویی ناگهانی با سرطان و مرگ به مرور دوباره‌ زندگی و کارش نشسته است.

و تک تک مریض های که در این سالها به آنها مشاوره داده است را دوباره ببیند و در مورد تاثیر مشاوره هایش با آنها صحبت کند که در این میان فلیپ که از مریض های درمان نشده است.

فیلیپ آرزو دارد به به کار گیری اندیشه‌های شوپنهاور، به یک مشاور فلسفی تبدیل شود و برای این کار نیازمند راهنمایی جولیوس است. ولی جولیوس می‌خواهد به کمک اعضای گروه به فیلیپ یا همان شوپنهاور داستان بقبولاند که این ارتباط انسانی ‌ست که به زندگی معنا می‌بخشد؛ کاری که هیچ‌ کس برای شوپنهاور تاریخی نکرد.

اگر به آشنایی با زندگینامه آرتور شوپنهاور علاقه دارید، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد میکنم.

بعد از انتشار این کتاب روزنامه های زیادی در مورد این رمان نوشتند از جمله:

سیاتل تایمز درباره‌ی این اثر نوشت: «یالوم بافتی تردستانه پدید آورده: تارهایی از زندگینامه‌ پرآشوب شوپنهاور را به دفاعیه‌ های فلسفی از اپیکتتوس تا نیچه و نیز به جلسات بی‌ وقفه‌ روان‌درمانی گره زده است.»

همچنین روزنامه‌ای دیگر درباره‌ی این اثر گفت: «داستانی درباره‌ آخرین سال یک درمان گروهی و مناظره‌ ای تکان‌دهنده درباره‌ی پایان زندگی که به زیبایی آراسته شده است.»

واشنگتن پست هم این چنین این کتاب را معرفی کرد: «درمان شوینهاور ارزش و محدودیت‌های درمان و نیز نقاط تلاقی فلسفه و روان‌شناسی را بررسی می‌کند.»

نشریه‌ای دیگر پس از انتشار این اثر درباره‌ی «اروین یالوم» و «آرتور شوپنهاور» گفت: «نخستین رمان گروه درمانی جهان به معنی واقعی کلمه، داستان دو مرد در جست ‌وجوی معنا.»

بیوگرافی آرتور شوپنهاور

شوپنهاور و موسیقی

در زندگینامه آرتور شوپنهاور میخوانیم که هنر همچنین دانش اساسی اشیاء جهان را به گونه ای فراهم می کند که عمیق تر از علم یا تجربه روزمره است.

تأمل زیبایی‌ شناختی یک اثر هنری دقیقاً چنین حالتی را فراهم می‌کند که رهایی موقت از رنجی که ناشی از بردگی اراده، نیاز، ولع، میل، تلاش و تبدیل شدن به یک تماشاگر بدون اراده در جهان است که برای ما به وقوع می پیوندد.

ایده او در مورد مــوسیقی این است که موسیقی مـا را از «اراده» آزاد می‌کند. طبق نظر شوپنهاور، موسیقی عالی ترین نوع هنری بوده و نیازی به حمایت اشکال دیگر هنری ندارد.

نظریه زیبایی ‌شناختی آرتور شوپنهاور در کتاب جهان به‌ عنوان اراده و بازنمایی، معرفی شده است و در مقالات جلد دوم توسعه یافته است. او توضیحی از زیبایی سلسله مراتبی در میان اوج هنرها از  جمله معماری، باغبانی منظره، مجسمه سازی و نقاشی، شعر و غیره تا موسیقی، ارائه می دهد.

او بر این باور بود که قدرت هنر در بالا بردن ما از این عالم نفسانی بیشتر در موسیقی آشکار می شود. موسیقی به هیچ وجه مانند هنرهای دیگر رونوشت آمال و تصورات و حقیقت اشیاء نیست، بلکه نشان دهنده خود اراده یا خواست انسانی است.

موسیقی آن حرکت وکوشش و سرگردانی ابدی اراده را نشان می دهد که بالاخره به سوی خود برمی گردد و کوشش را از سر می گیرد. به همین جهت اثر موسیقی از هنرهای دیگر نافذتر و قویتر است. زیرا هنرهای دیگر با سایه اشیاء سروکار دارند و موسیقی با خود انسان.

فرق دیگر موسیقی با هنرهای دیگر در این است که موسیقی مستقیما – نه از راه تصورات – بر احساسات ما اثر می کند.

شوپنهاور

از نظر او فرد با گوش دادن به موسیقی از آن حقیقت پنهان در زیر وقایع آشکار کشف مستقیمی می کند؛ اگرچه نه به صورت مفهومی بلکه حقیقتی را که به صورت هنری پدیدار شده، به صورتی عینی و بی تعلق دریافت می کند.

قلمرو موسیقی در حقیقت متعلق به این جهان نیست. به قول بتهوون : « توصیف کار نقاشی است. شعر نیز در این کار و در مقایسه با موسیقی می تواند توفیق زیاد داشته باشد و میدان آن به اندازه میدان من محدود نیست. اما در مقابل، میدان من در مناطق دیگر بسیار گسترده است و به آسانی نمی توان به قلمرو من دست یافت.»

لحن و ایقاع در موسیقی به منزله تقارن در هنرهای تجسمی است و از همین رو موسیقی و معماری کاملا نقطه مقابل هم می باشند و چنان که گوته می گوید،” معماری موسیقی جامد است و تقارن لحن و ایقاع ساکت.”

شوپنهاور می گوید:

موسیقی را نمی توان به زبان یا قلم بازگفت؛ باید شنید و آزمود.

زندگینامه آرتور شوپنهاور

کلام آخر

این مطلب بخشی از زندگی و نظریات و زندگینامه آرتور شوپنهاور فیلسوف بزرگ بود. او یکی از خردمندان تاریخ است که بر روی نظریه ها و نگاه خیلی از دانشمندان زمان خود و بعد خود تاثیر گذاشته است.

زندگی پر فراز و نشیب آن و دیدگاه متفاوت آن به زندگی می تواند نگاه جدید به ما بدهد داشتن نگاهی فلسفی به زندگی ما را به رسیدن به مفهوم و عمق زندگی بسیار کمک خواهد کرد.

شاید بتوان گفت رسیدن به مفهوم اصلی زیستن داشتن نگاه فلسفی به زندگی است و هر کس بتواند معنی اصلی زندگی را دریابد می تواند بهتر رویداد های زندگی را درک کند و بپذیرد و به جایگاه والای انسانی دست پیدا کند.

مطالب مرتبط:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نویسنده: ساناز ارویش